خانوادههای گروگانهای اسرائیلی، جمهوری اسلامی را مقصر میدانند

خانوادههای گروگانهای اسرائیلی معتقدند حکومت ایران نقشی کلیدی در حملات هفتم اکتبر و ادامه درگیریها در منطقه داشته و دارد.

خانوادههای گروگانهای اسرائیلی معتقدند حکومت ایران نقشی کلیدی در حملات هفتم اکتبر و ادامه درگیریها در منطقه داشته و دارد.
با گذشت یک سال از حمله هفتم اکتبر، خانوادههای گروگانهای اسرائیلی همچنان در برزخی از امید و ناامیدی به سر میبرند. برای این خانوادهها، زمان گویی در آن روز شوم متوقف شده است.
این خانوادهها معتقدند کلید آزادی عزیزانشان در دست جمهوری اسلامی است.
داستان اودِد و یوچود لیفشیتز
اودِد و یوچود لیفشیتز، پدربزرگ و مادربزرگ دنیل لیفشیتز، نمادی از صلح و انساندوستی بودند.
این زوج، به عنوان فعالان دیرینه حقوق بشر، سالها برای نزدیک کردن اسرائیلیها و فلسطینیها تلاش کرده بودند، تا جایی که بیماران غزهای را برای درمان به اسرائیل میبردند.
به گفته دنیل، در سال ۱۹۷۲، اودِد ارتش اسرائیل و آریل شارون را برای حمایت از اعراب بادیهنشین در رفح به چالش کشید.
او روزنامهنگار، فعال صلح و مدافع حقوق بشر بود که با پزشکان بدون مرز در رواندا همکاری داشت. آنها بر این باور بودند که تنها راه نجات غزه، آموزش است.
ربوده شدن این زوج، تناقضی تلخ را آشکار میکند، کسانی که عمر خود را صرف تلاش برای نزدیک کردن دو طرف درگیری کردهبودند، اکنون به گروگان گرفته شده و در جنگی که با آن مخالف بودند، به عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گرفتهاند.
یوچود، مادربزرگ دنیل، پس از ۱۶ روز اسارت آزاد شد، اما پدربزرگ ۸۳ سالهاش، اودد، یک سال پس از آن واقعه همچنان در بند است.
صمیمیترین دوست دنیل، پزشکی که در هفتم اکتبر به قتل رسید و بیش از یک چهارم ساکنان کیبوتس نیر عوز، جایی که دنیل در میان ۴۰۰ عضو آن بزرگ شده بود، از سوی حماس ربوده شده یا کشته شدهاند.
دنیل در آن زمان در فرانسه بود و خوشبختانه مادرش ریتا و دخترش در روز حمله در تلآویو به سر میبردند و از مرگ احتمالی یا ربوده شدن در امان ماندند، اما خانه پدربزرگ و مادربزرگش در نیر عوز، در نزدیکی مرز غزه در جنوب اسرائیل، به خاکستر تبدیل شد.
در حالی که دنیل این فاجعه و رنج بیخبری از سرنوشت پدربزرگ خود و سایر گروگانها را به یاد میآورد، بر این باور است که کابوسش با رهبری جمهوری اسلامی آغاز شدهاست.
دنیل در مصاحبه با ایراناینترنشنال گفت که تمام این وقایع با چراغ سبز حکومت ایران آغاز شد و آنها محرک اصلی این رویدادها بودند.
به گفته دنیل، جمهوری اسلامی قادر است به رنج همگان پایان دهد و حماس را برای برقراری آتشبس و آزادسازی گروگانها تحت فشار قرار دهد. او بر این باور است که حکومت روحانیون بیشتر مایل به تشدید درگیریهاست.
دنیل معتقد است چنانچه اسرائیل به جای حمله به غزه، بهطور مستقیم با جمهوری اسلامی مواجه میشد، شاید تا کنون این بحران خاتمه یافتهبود: «اگر از همان ابتدا، به جای حمله به غزه، به تهران پاسخ میدادیم، احتمالا اوضاع مسیر دیگری را طی میکرد.»
بر اساس آمار وزارت بهداشت غزه که تحت کنترل حماس است، نیروهای اسرائیلی ۴۱ هزار نفر را در غزه کشتهاند.
از زمان حمله غافلگیرکننده حماس، اسرائیل اعلام کرده که هدف اصلیاش نابودی این گروه است و تلاش میکند تلفات غیرنظامیان را به حداقل برساند.
بر اساس آمار رسمی اسرائیل، از هفتم اکتبر تاکنون حدود هزار و ۲۰۰ نفر از شهروندان این کشور جان خود را از دست دادهاند. این آمار شامل ۸۰۰ غیرنظامی، ۳۴۶ سرباز و ۶۶ مامور پلیس میشود.
داستان جودی و گادی
داستان جودی واینستین هاگی و گادی هاگی نیز به همان اندازه دردناک است. این زوج عاشق یکدیگر بودند.
به گفته دخترشان، آیریس واینستین هاگی، آنها فعالان صلحطلب و بیزار از جنگ بودند.
جودی پدر و مادرش را افرادی آزاداندیش توصیف میکند. پدرش در ارکستر نظامی اسرائیل فلوت مینواخت، در کیبوتس به عنوان سرآشپز فعالیت میکرد و مادرش به تدریس زبان انگلیسی و ذهنآگاهی مشغول بود.
جودی در گفتگو با ایراناینترنشنال گفت: «پدر و مادرم یک گروه موسیقی به نام جَز الاینس داشتند و در سراسر اسرائیل برنامه اجرا میکردند.»
آنها در هفتم اکتبر پس از پیادهروی صبحگاهیشان خارج از مزارع کیبوتس نیر عوز، از سوی حماس به قتل رسیدند. این کاری بود که هر روز انجام میدادند، اما آن روز مثل همیشه پایان نیافت.
به گفته دخترشان، جودی شاهد کشته شدن همسرش بود. او با اورژانس پزشکی تماس گرفته و جزئیات آنچه را اتفاق افتادهبود، از طریق تلفن شرح داده بود.
آیریس، پس از شنیدن نوار گفتگوی مادرش با اورژانس، آن را با رسانهها به اشتراک گذاشت.
به گفته آیریس، آمبولانسی که اورژانس فرستاد در راه مورد اصابت موشک قرار گرفت.
مادرش پس از آن تماس درگذشت، اما آیریس دقیقا نمیداند چه اتفاقی افتاد. گادی به گفته همسر ناامیدش در تلفن «به شدت آسیب دیده بود» و جودی زخمی شدهبود؛ «هر دو آنها از سوی تروریستهای موتور سوار حماس، مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.»
آیریس گفت: «تنها چیزی که میدانم این است که مادرم شاهد قتل پدرم بود. نمیدانم او پس از آن به قتل رسید یا از جراحاتش درگذشت.»
اجساد آنها به غزه منتقل شده و هنوز به عنوان گروگان نگه داشتهمیشوند.
جودی در نیویورک متولد و در تورنتو بزرگ شده بود. او تابعیت کانادایی، آمریکایی و اسرائیلی داشت. همسرش نیز پاسپورت آمریکایی و اسرائیلی داشت.
یک سال از آن فاجعه میگذرد و آیریس میگوید هنوز قبری برای رفتن بر سر آن ندارد.
جودی و گادی آخرین پیام متنی را حدود ساعت هفت صبح برای فرزندانشان فرستادند و گفتند که تحت حمله راکتی قرار دارند. آیریس از والدینش خواستهبود که پس از رسیدن به خانه به او اطلاع دهند. اما این اتفاق هرگز نیفتاد.
آیریس گفت: «از آن زمان تا کنون مثل یک روز طولانی بودهاست. آنها از ما دزدیده شدند. و ما دیگر نمیتوانیم خاطرات جدیدی بسازیم.»
او در ادامه افزود که بزرگترین پشیمانیاش این است که فرزندانش نمیتوانند در کنار پدربزرگ و مادربزرگشان بزرگ شوند.
آیریس سؤالات زیادی درباره اینکه چرا چندین ساعت طول کشید تا نیروهای اسرائیلی در نیر عوز پاسخ دهند، دارد.
بر اساس نتایج یک تحقیق رسمی، ارتش اسرائیل در برآورد صحیح و واکنش بهموقع به حمله حماس به کیبوتس نیر عوز در هفتم اکتبر ناکام ماندهاست.
گزارش منتشر شده در ماه جولای حاکی از آن است که فرماندهی جبهه غزه، نیروهای خود را به مناطق مجاور اعزام کرده، اما از فرستادن نیرو به خود کیبوتس نیر عوز غفلت ورزیده است.
این گزارش همچنین آشکار ساخت که نیروهای امنیتی با تاخیری هفت ساعته به محل حادثه رسیدهاند، امری که بر شدت فاجعه افزوده است.
آیریس، در حالی که خواهان پاسخگویی دولت اسرائیل است، جمهوری اسلامی را مسئول اصلی این فاجعه میداند.
او در گفتگو با ایراناینترنشنال گفت که شرایط کنونی، فرصتی مناسب برای رویارویی با رهبران مذهبی تهران، که به اعتقاد او طراحان اصلی این حملات هستند، فراهم کردهاست.
آیریس با تاکید بر ضرورت اقدام علیه جمهوری اسلامی گفت: «به نظرم زمان آن فرا رسیده که در قبال رژیم تهران دست به کار شویم. اکنون وقت آن است.»
او که از تجربه دردناک خود برای همدلی با ایرانیان خارج از کشور بهره میگیرد، در تلاش است تا جبههای متحد در برابر آنچه رهبری مستبد جمهوری اسلامی میخواند، شکل دهد.
آیریس همچنین به سخنرانی اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، خطاب به مردم ایران اشاره کرد. این سخنرانی که به زبان انگلیسی و با زیرنویس فارسی پخش شد، حاوی هشداری به حکومت و پیامی اطمینانبخش به مردم ایران بود.
او در پایان افزود: «به نظرم این اتحاد واقعا نیرومند است. دلیل خاصی دارد که بیبی (بنیامین نتانیاهو) با مردم ایران سخن گفت. معتقدم باید به نحوی متحد شویم و این جبهه را با همکاری یکدیگر ایجاد کنیم.»
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.