نیویورکتایمز: ارزیابی دقیق خسارت حمله آمریکا به تاسیسات اتمی در ایران دشوار است
روزنامه نیویورکتایمز درباره حمله آمریکا به مراکز اتمی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه گزارش داد دانستن میزان خسارت حمله آمریکا به سایت زیرزمینی فردو دشوار است، چرا که اساسا هدف قرار دادن این تاسیسات در وهله اول بسیار سخت بود.
نیویورکتایمز چهارشنبه ۲۹ مرداد در گزارشی با اشاره به عمق حدود ۸۰ تا ۱۱۰ متری تاسیسات فردو نوشت ترکهایی که در اثر نخستین انفجار ایجاد میشود، میتواند به بمبهای بعدی اجازه دهد عمیقتر نفوذ کنند؛ اما اینکه تا چه اندازه پیشروی کنند، پیشبینیناپذیر است.
به گفته رایان هرلی، دانشیار مهندسی مکانیک در دانشگاه جانز هاپکینز و متخصص رفتار سنگها در شرایط سخت، سنگهای اطراف فردو از جمله رایجترین نوع سنگهای یافتشده در آن منطقه و بسیار محکم هستند.
هرلی و دیگر کارشناسان تاکید کردند محاسبه دقیق میزان خسارت بدون شبیهسازیهای پیشرفته رایانهای، دادههای محرمانه از آزمایشهای واقعی، اطلاع دقیق از سرعت و شکل بمب و همچنین آگاهی گسترده از ساختار فردو و زمینشناسی محل، ممکن نیست.
شفتهای تهویه
برنامهریزان حمله هنگام جستوجوی آسیبپذیریهای فردو، روی شفتهای تهویهای (گذرگاه عمودی یا شیبدار زیرزمینی) متمرکز شدند که به دامنه کوه بالای سازه باز میشد و امکان میداد بهجای تلاش برای شکافتن سنگ سخت بالای تاسیسات، از این مسیرها استفاده کنند.
یک مقام وزارت دفاع آمریکا که با روند تصمیمگیری آشناست گفت شفتهای اصلی بهطور مستقیم به پایین امتداد نداشتند، بلکه در بخش ابتدایی تا حدودی پیچوتاب داشتند و مسیر مستقیم به سمت سازه تنها در بخش پایانی ایجاد میشد.
شکل دقیق شفتهای تهویه مشخص نبوده اما زاویهدار بودن آنها به این معنا بوده که بمبها با ترکیبی از سنگ و تونلهای باز روبهرو میشوند.
برنامهریزان نتیجه گرفتند که برای اقدام به چندین بمب نیاز خواهند داشت.
بر اساس موارد طرح شده در یک نشست توجیهی پنتاگون در تاریخ پنجم تیر، هر یک از این شفتها در بخش بالایی به شکل سهشاخه باز میشده است.
در هر دو موقعیت، هدف این بوده که ابتدا با یک بمب، درپوش بتنی منهدم شود و سپس پنج بمب دیگر در امتداد شفت اصلی رها شوند.
زمینشناسی میزان خسارتی که یک بمب GBU-57 یا مجموعهای از آنها وارد میکند، به زمینشناسی نقطه اصابت بستگی دارد.
چند زمینشناس در مصاحبه با نیویورکتایمز گفتند بررسی زمینشناسی منطقه فردو که در سال ۲۰۲۰ در نشریه علمی جئوپرشیا، متعلق به دانشگاه تهران منتشر شد، نشان میدهد سنگهای آنجا عمدتا از نوعی سنگ آتشفشانی به نام «ایگنیمبریت» تشکیل شدهاند.
اسحاق ماکوفسکی، زمینشناس و دانشیار دانشگاه حیفا در اسرائیل، ایگنیمبریت را مادهای عالی برای حفاری توصیف کرد.
او توضیح داد که سکونتگاههای باستانی زیرزمینی در کاپادوکیه در مرکز ترکیه در دل ایگنیمبریت تراشیده شدهاند؛ برخی از آنها چندین طبقه، تونلهای متصل و صدها ورودی دارند.
به گفته ماکوفسکی، درجه یا سختی دقیق ایگنیمبریت اطراف فردو مشخص نیست اما مانند کاپادوکیه، این جنس سنگ احتمالا ساخت یک سازه زیرزمینی را آسانتر کرده است.
او افزود از نظر ظاهری، ایگنیمبریت در اطراف فردو نسبتا نرم به نظر میرسد، هرچند برای اطمینان باید مطالعه دقیقتری انجام شود.
ماکوفسکی تاکید کرد ایگنیمبریت یک مزیت دیگر هم برای ایرانیها داشته است: «بهدلیل متخلخل بودن، میتواند موجهای انفجاری مثل امواج ناشی از بمبهای آمریکایی را تضعیف کند.»
به گفته او، ایگنیمبریت درست مثل «کیسههای شن اطراف دژهای قدیمی که برای متوقف کردن گلولهها نصب میشدند» عمل میکند.
نیک گلومک، استاد مهندسی و کارشناس مواد منفجره در دانشگاه ایلینوی در اربانا-شامپین، نیز گفت تردیدی در اثر ضربهگیر ایگنیمبریت یا «توف آتشفشانی» وجود ندارد.
او توضیح داد: «توف در میان متخصصان انفجار بهخوبی شناخته شده و یکی از بهترین جذبکنندههای انرژی است. مواد متخلخل مانند آن در بسیاری از حوزهها برای محدود کردن دامنه آسیب ناشی از انفجارهای بزرگ به کار میروند.»
تاسیسات به گفته مقام وزارت دفاع آمریکا، مجموعه فردو چندین طبقه دارد و همین موضوع باعث شد آمریکا تعداد بمبهای مورد نیاز برای نابودی سانتریفیوژها و سایر تجهیزات این مرکز را بیشتر محاسبه کند.
احتمالا سازه فردو با روشهای دیگری هم محافظت شده است.
ایران یکی از تولیدکنندگان بزرگ بتن است و پژوهشگران ایرانی، مقالاتی درباره بتن تقویتشده با الیاف ریز فولادی و دیگر مواد مقاومکننده منتشر کردهاند.
کلی نایتو، استاد مهندسی سازه در دانشگاه لیهای آمریکا، گفت این الیاف با ایجاد پل در میان ترکهای ریز هنگام تحت فشار قرار گرفتن بتن، مقاومت آن را در برابر انفجار یا ضربه افزایش میدهند.
نایتو توضیح داد: «استفاده از الیاف میتواند مقاومت کششی بتن را دو یا سه برابر کند و باعث شود ترکها پایدار بمانند. این یعنی انسجام بتن تا حد زیادی حفظ میشود.»
با این حال، میزان تاثیر این روش به قدرت انفجار و ترکیب مشخص بتن بستگی دارد.
روشن نیست که ایران چنین موادی را در فردو به کار برده باشد یا نه اما نایتو گفت در آمریکا استفاده از بتن پاششی با الیاف فولادی در دیواره داخلی تونلها بهعنوان لایه محافظ و پشتیبان سازهای، به یک روش معمول تبدیل شده است.
روشهای پیچیدهتر میتواند شامل استفاده از صفحات فولادی برای جذب بخشی از شوک انفجار یا جلوگیری از پرتاب شدن قطعات بتن به داخل و آسیب رساندن به تجهیزات یا نیروها باشد.
برخی از تدابیر حفاظتی در فردو شناخته شدهاند: بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارشهای خود در سالهای گذشته از اتاقهایی با دیوارهای ضخیم و درهای سنگینِ مقاوم در برابر انفجار یاد کردهاند.
نمایی ماهوارهای از مرکز تحقیقات هستهای اصفهان و تونلهای اطراف آن، ۳ تیر ۱۴۰۴
متغیرها
فردو تا چه حد آسیب دیده است؟
پاسخ این پرسش تا حد زیادی به فاصله محل انفجار بمبها از تاسیسات بستگی دارد.
با این حال، با وجود متغیرها و ناشناختههای فراوان، رسیدن به یک پاسخ قطعی شاید هیچگاه ممکن نباشد.
به گفته یک مقام وزارت دفاع آمریکا، احتمالا بمبها به محفظههای سانتریفیوژ نرسیدهاند، هرچند تحلیلگران همچنان در حال ارزیابی جزییات هستند.
هدف اصلی این بوده که از امواج شوک و دیگر اثرات انفجار برای نابودی سانتریفیوژها استفاده شود.
اگر هم بمبها مستقیما به سازه نرسیده باشند، انفجار در نزدیکی آن یا در شفت تهویه همچنان میتوانست خسارت سنگینی وارد کند.
در چنین حالتی، بخشهایی از سازه در محل اصابت امواج شوک آسیب میدیدند و به گفته اندرو نیکلسون، مدیر شرکت وایپر اپلاید ساینس، تجهیزات در تونلهای گستردهتر و مناطق دورتر نیز آسیب میدیدند.
با این حال، اگر یک یا چند بمب واقعا به درون سازه رسیده باشند، هرچند خسارت میتوانست قابلتوجه باشد، اما باز هم محدود میماند.
پیتر مکدونالد، دیگر مدیر این شرکت، گفت: «فکر میکنم چنین انفجاری عملا همهچیز را تا حد زیادی از بین میبرد.»
او اضافه کرد هرچند انفجار در فضای بسته سازه برای تجهیزات ویرانگر است اما انتظار فروپاشی کامل فردو نمیرفت و خسارت سازهای بیشتر به بخشهای نزدیک به محل انفجار محدود میشد.
پروفسور هرلی، کارشناس مهندسی مکانیک از دانشگاه جانز هاپکینز، گفت به نظر میرسد رویکرد کلی پنتاگون منطقی بوده است.
او افزود: «اگر آنطور که گزارش شده، زمینشناسی و شفتهای تهویه بهدقت بررسی شده باشند، احتمالا خسارت بسیار قابل توجهی وارد کردهاند.»
این ارزیابی با افزایش اعتماد مقامات آمریکایی همخوانی دارد؛ مقامهایی که معتقدند حمله اخیر خسارت شدیدی به فردو وارد کرده و مجموعه سانتریفیوژهای آن را نابود ساخته است.
جان بی. وولفستال، مدیر بخش ریسک جهانی در فدراسیون دانشمندان آمریکایی، هشدار داد میزان عقب افتادن برنامه هستهای در ایران بستگی به آن دارد که دقیقا امواج شوک و دیگر اثرات انفجار چگونه در سازه گسترش یافتهاند.
وولفستال گفت اگر صرفا موج شوک باشد، بسیاری از تجهیزات قابلیت بازیابی دارند اما اگر انفجار همراه با آتش و تخریب کامل بوده باشد، احتمالا چیزی باقی نمانده است.
به گفته او، تا زمانی که این موضوع روشن نشود، نمیتوان برآورد دقیقی از آنچه نابود شده و آنچه هنوز قابل استفاده است، ارائه کرد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.