• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کافه، قهوه‌خانه و صورت‌بندی نوین زندگی شهری در ایران

امیر سلطان‌زاده
امیر سلطان‌زاده

ایران‌اینترنشنال

۱۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
دنیا راد، کاربری که عکس بدون حجاب او در حال خوردن صبحانه در یک قهوه‌خانه توجه زیادی جلب کرد و بازداشت شد
دنیا راد، کاربری که عکس بدون حجاب او در حال خوردن صبحانه در یک قهوه‌خانه توجه زیادی جلب کرد و بازداشت شد

کافه و قهوه‌خانه در ایران فقط مکان‌هایی برای نوشیدن قهوه نیستند. آن‌ها «نهادهای اجتماعی»‌اند که در هر دوره، قواعد تعامل، مرزبندی‌های طبقاتی و شیوه‌های مصرف فرهنگی را بازتاب داده و بازتولید کرده‌اند.

از قهوه‌خانه‌های سنتیِ محل گفت‌وگو و مذاکره تا کافه‌های زنجیره‌ای و تخصصیِ امروز که هم‌زمان «محل کار»، «استودیو تولید محتوا» و «نماد سبک زندگی» شده‌اند، می‌توان خطی پیوسته اما پرپیچ‌وخم را دنبال کرد. خطی که به ما نشان می‌دهد چگونه مصرف نوشیدنی‌ها به زبان مشترک تمایز اجتماعی، هویت نسل‌ها و اقتصاد توجه بدل شده است.

از فضای گفت‌وگو تا حوزه عمومی

در روایت تاریخی، قهوه‌خانه محل گعده، نقل، بازی و حتی چانه‌زنی‌های تجاری بود. این فضاها، به تعبیر یورگن هابرماس، جامعه‌شناس، فیلسوف و نظریه‌پرداز اجتماعی، نوعی «حوزه عمومی» محلی می‌ساختند. جایی که افراد از طبقات اجتماعی متفاوت، می‌توانستند درباره امور سیاسی و اجتماعی گفت‌وگو کنند.

با ورود قهوه به اروپا و جایگزینی کافه به‌جای میخانه برای اهل قلم و دانشگاه، «عقلانیت گفت‌وگویی» و پرهیز از مستی، قهوه را به نماد فرهیختگی تبدیل کرد اما فراگیری مصرف، این سرمایه نمادین را به‌تدریج فرسوده ساخت: قهوه از نشانه تمایز به «سوخت» کارگران و کارمندان بدل شد: کافئین برای بیدار ماندن و نظم کارخانه‌ای.

از منظر بوردیویی (پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس و مردم‌شناس فرانسوی)، نوشیدنی‌ها حامل «سرمایه نمادین» و «ذائقه»‌اند.

در قرن بیستم، کافه‌ رفتن به بخشی از سبک زندگی غربی تبدیل شد و شرکت‌های زنجیره‌ای این ذائقه را بسته‌بندی و استاندارد کردند.

لوگو، موسیقی، بو و چیدمان، تجربه‌ای یک‌دست ساخت که مصرف‌کننده در هر شهر جهان بتواند همان حس را دریافت کند.

در آغاز قرن ۲۱، با ظهور «اقتصاد خلاق» و «کارِ بی‌مکان»، کافه بار دیگر منزلت یافت: جایی میان خانه و محل کار که رِی اُلدنبرگ، جامعه‌شناس شهری آمریکایی، آن را «سومین مکان» می‌نامد: نه خانه و نه اداره اما محل شریان شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات شغلی.

استارباکس و مشابه‌هایش «بودن در کافه» را به خود یک هویت تبدیل کردند و لیوان کاغذی و نام روی آن، نشانه‌ای از تعلق به جهانی‌ بودن و تحرک طبقاتی شد.

در ایران، کافه‌ها در دهه‌های اخیر بر بستری خاص رشد کردند: ممنوعیت الکل، کمبود فضاهای عمومیِ کم‌هزینه و نیاز نسل‌های جوان به «حریم نیمه‌عمومی» برای معاشرت.

کافه‌ها بخشی از خلأ «تفریح حلال» را پر کردند و هم‌زمان میدان تمرین فردیت شدند: انتخاب دانه، روش دم‌آوری، ابزار مخصوص و حتی واژگان تخصصی، به مصرف‌کننده امکان تمایز داد و این تمایز نه‌فقط اقتصادی که فرهنگی است: «دانستن» و «سفارش‌ دادن درست» به قیمت و مکان ترجیح داده می‌شود.

افزون بر این، کافه‌ها برای بسیاری از زنان و اقلیت‌ها در سبک زندگی، فضایی امن‌تر نسبت به خیابان یا میخانه‌ فرضی‌اند؛ جایی که امکان «دیدن و دیده‌ شدن» با کمترین برچسب فراهم است؛ هرچند کنترل اجتماعی و نگاه‌های هنجارساز همچنان حضور دارند.

100%

کار در کافه: رهایی یا خودانضباطی؟

کافه‌های امروز ایران فقط محل گفت‌وگو و قرار نیستند. آن‌ها «دفتر سیّار» بسیاری از فریلنسرها، دانشجویان و کارکنان دورکار شده‌اند.

برق، اینترنت و صدای محیطیِ قابل‌ پیش‌بینی، کافه را به محیطی ظاهرا رها از کنترل بوروکراتیک بدل می‌کند اما این رهایی با نوعی «خودانضباطی» همراه است: هر لیوان قهوه، خریدِ زمان و میز است؛ هر ساعت نشستن، فشار نانوشته‌ای برای بهره‌وری می‌آورد.

در این معنا، کافه یک «کارخانه نرم» است که در آن کنترل از بیرون به درون منتقل شده: انگیزش، برنامه‌ریزی شخصی و برندینگ فردی. لپ‌تاپ باز و فنجان کنارش، نه‌ فقط ابزار کار که صحنه نمایش حرفه‌گرایی است.

در فقدان احزاب قدرتمند و فضاهای رسمی مشارکت، کافه‌ها گاه به زیست‌جهان‌های کوچک مقاومت بدل می‌شوند: گفت‌وگوهای بی‌سر و صدای سیاسی، شبکه‌سازی‌های مدنی یا حتی انتخاب منوهایی که با ذائقه غالب رسمی فاصله دارد.

این مقاومت‌ها آشکارا سیاسی نیستند اما «زیست‌سیاست سبک زندگی» را پی می‌گیرند: حق انتخاب، بدن سالم، زیبایی، موسیقی و زمانِ خودمختار.

همین جاست که اثر ممنوعیت الکل هم دیده می‌شود: بازار کافه رونق می‌گیرد و تنوع نوشیدنی‌ها (از اسپشیال‌تی تا ماچا) افزایش می‌یابد؛ چون رقابت بر سر «تمایز بی‌خطر» شکل می‌گیرد. تمایزی که فروش را بالا می‌برد و هم‌زمان حس مشارکت در جهان مدرن را تغذیه می‌کند.

100%

خطر پیروی کورکورانه از ترند

اما مسأله اصلی، همان‌طور که اشاره شد، «دنباله‌روی بی‌چون‌وچرای ترندها»ست. وضعیتی که در آن الگوریتم‌ها ذائقه را می‌سازند نه برعکس.

در چنین نظمی، مصرف ماچا یا قهوه تخصصی، گاهی بیش از آن‌که انتخابی آگاهانه باشد، پاسخ به پاداش‌های فوریِ لایک و دیده‌شدن است.

این چرخه می‌تواند به «مصرف نمایشی» و «اضطرابِ عقب‌ماندن» دامن بزند: هر هفته ابزار تازه، هر ماه مزه تازه، هر فصل دکور تازه اما معنا و پیوند اجتماعیِ پایدار کمتر.

در برابر این جریان، راه‌حل نه «انکار کافه» که «سواد مصرف» است: آگاهی از تاریخ و حقوق کارِ زنجیره‌های جهانی، اثرات زیست‌ محیطی و نسبت بدن با کافئین؛ و البته بازاندیشی در این‌که چرا و چگونه از کافه به‌عنوان فضای عمومی استفاده می‌کنیم.

100%

ماچا و اقتصاد توجه؛ یک نوشیدنی «سبز» که می‌فروشد

ظهور ماچا در ایران را باید در منطق «اقتصاد توجه» و «زیبایی‌شناسی پلتفرم‌ها» فهمید.

ماچا در اصل چایِ ساییده‌ای است که قرن‌ها در آیین‌های بودایی برای هوشیاری، تمرکز و مدیتیشن به‌کار می‌رفت اما در چرخه‌ امروزِ «جست‌وجوی الگوهای شرقی»، ترکیبی از ذهن‌آگاهی، سم‌زدایی و مینیمالیسم است به یک نشانه سبک زندگی تبدیل شده است.

جذابیتش فقط طعم نیست؛ آیین آماده‌سازی با چاسِن، رنگ سبز «فتوژنیک» و قصه‌ معنوی پشت آن، تمام مؤلفه‌های لازم برای اقتصادِ توجه را دارد.

در همین منطق، کافه‌ها (در ایران نیز به‌واسطه‌ نبود الکل و نیاز به «سومین مکان») ماچا را کنار قهوه‌ تخصصی می‌چینند تا هویتِ سالم‌زیستِ جهانی را بسته‌بندی کنند: نوشیدنی بهانه است، «اجرا»ی تعلق و تمایز مهم است. از لیوان شفاف و میز چوبی تا هشتگ‌های سلامتی.

خطر اما وقتی است که این گرایش به «اورینتالیسمِ سبک» و دنباله‌روی الگوریتمی تقلیل یابد و مزه‌ها و ابزارها مدام عوض شوند، بی‌آن‌که پیوند اجتماعیِ پایداری شکل بگیرد.

راهِ بهتر، نه انکار کافه یا ماچا، بلکه «سواد مصرف» است: درک ریشه‌های آیینی و مسیر تجاری‌سازی، سنجش نفع واقعی برای بدن و استفاده از کافه به‌عنوان زیرساخت گفت‌وگو و مشارکت. جایی که نوشیدنی، چه ماچا چه قهوه، آینه‌ انتخابِ آگاهانه باشد نه صرفا ویترین یک ترند گذرا.

کافه و قهوه‌خانه در ایران آینه‌ای از شهریّت معاصرند: تلاقی تمایز و برابری، نمایش و خلوت، کار و تفریح، محلی‌ بودن و جهانی‌ شدن.

قهوه و ماچا به خودی خود نه خوب‌اند و نه بد. آن‌چه اهمیت دارد منطق اجتماعیِ پنهان پشت شیوه‌های مصرف آن‌هاست. اگر این فضاها به تقویت گفت‌وگو، کاهش طردشدگی و افزایش حقِ مالکیت شهروندان بر زمان و بدنشان کمک کنند، آن‌گاه از سطح «ترند» فراتر می‌روند و به زیرساخت نرم جامعه مدنی بدل می‌شوند.

و اگر صرفا به ویترین‌های الگوریتمی برای مصرف نمایشی تقلیل یابند، همان‌قدر که پرزرق‌وبرق‌ هستند، شکننده هم خواهند بود.

انتخاب با ماست که کافه را چگونه «زندگی» کنیم.

Banner

پربازدیدترین‌ها

خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر
۱
تحلیل

خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر

۲
تحلیل

بازگشت طائب به هسته سخت قدرت؛ تدارک حکومت برای سرکوب

۳
روایت شما

مخاطبان در واکنش به اختلال گسترده در اینترنت: معلوم نیست باز چه خوابی برای ما دیده‌اند

۴

شوک بزرگ در فوتبال جهان؛ مسی پس از مرگ پدرش، بدون تعیین زمان بازگشت از فوتبال فاصله گرفت

۵
اختصاصی

وزارت خارجه آلمان: بخش ویزای سفارت ما در تهران همچنان در وضعیت اضطراری است

انتخاب سردبیر

  • ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

    ۷ ماه پس از کشتار دی‌ماه؛ نام‌ها و روایت‌های تازه‌ای که همچنان ثبت می‌شوند

  • ۸۳ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت می‌کنیم

    ۸۳ درصد پاسخ‌دهندگان نظرسنجی ایران‌اینترنشنال: امکانش باشد از ایران مهاجرت می‌کنیم

  • آلودگی نفتی سواحل قشم به جنگل‌های حرا گسترش یافت

    آلودگی نفتی سواحل قشم به جنگل‌های حرا گسترش یافت

  • تاوان کسری بودجه بر دوش معلولان؛ ۱۵۲ هزار نفر در صف انتظار حق پرستاری

    تاوان کسری بودجه بر دوش معلولان؛ ۱۵۲ هزار نفر در صف انتظار حق پرستاری

  • خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر
    تحلیل

    خلع سلاح خیابان؛ پشت‌پرده برچیدن سنگ‌فرش‌ها از بهارستان تا ۳۰ تیر

  • فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست
    تحلیل

    فارسی در نسل دوم؛ وقتی زبان خانه دیگر زبان زندگی نیست

•
•
•

مطالب بیشتر

مطالعه جدید دانشمندان؛ آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ مهر ۱۴۰۳، ۱۴:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲.۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲.۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.

100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲.۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲.۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

یک تحقیق جدید: امواج گرما زوال عقل را تشدید می‌کند

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۲۰:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)
100%

یافته‌های یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماری‌های کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما می‌تواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماری‌های عفونی را تشدید کند.

این تحقیق که از سوی پژوهش‌گران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.

بر اساس یافته‌های این پژوهش، قرار گرفتن طولانی‌مدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال‌ شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماری‌های عفونی دارد.

دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماری‌ها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.

سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گسترده‌ای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامع‌تری از پیامدهای مرتبط ارائه می‌دهد.»

کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماری‌های عفونی را تشدید می‌کند.»

زنگ خطر بیماری‌های پنهان

این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض گرما می‌تواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.

هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشه‌گیری شود و درد مفاصل و بی‌تحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.

میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان می‌دهد که تاکنون در ارزیابی‌های مشابه به آن پرداخته نشده است.»

او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرم‌تر یا سیل مداوم ممکن است با بیماری‌های مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.

با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماری‌های زمینه‌ای مانند بیماری‌های کلیوی را تشدید می‌کند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.

میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کرده‌ایم.»

یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گام‌های بعدی شامل تجزیه و تحلیل داده‌های بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر می‌گذارند».

تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض می‌کند.

در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط ​​حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرم‌تر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.

اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.

پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت‌های انسان رخ داده، با پدیده ال‌نینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.