متحد اصلی غیرعضو ناتو به چه معناست و چه جایگاه و اهمیتی دارد؟
«متحد اصلی غیرعضو ناتو» (Major Non-NATO Ally) عنوانی حقوقی است که ایالات متحده به شماری از کشورهای شریک خود اعطا میکند؛ کشورهایی که عضو ناتو نیستند اما در حوزههای دفاعی و امنیتی همکاری نزدیک، سازمانیافته و ممتازی با واشینگتن دارند.
از این عنوان نخستینبار در دهه ۱۹۸۰ استفاده شد، و مهمترین تفاوتش با پیمان ناتو در این است که تعهدی برای دفاع آمریکا از کشوری که به این عنوان شناخته شده ایجاد نمیکند.
با این حال معرفی یک کشور بهعنوان متحد اصلی غیرعضو ناتو مجموعهای از مزایا، معافیتها و اولویتهای نظامی و اقتصادی را در اختیار آن کشور قرار میدهد.
براساس آنچه در وبسایت وزارت امور خارجه آمریکا آمده، «متحد اصلی غیرعضو ناتو» (MNNA) نشانه و نمادی قدرتمند از عمق روابط دوطرفه است؛ جایگاهی که دولت آمریکا آن را تنها به کشورهایی اعطا میکند که از دید واشینگتن، شریک قابلاعتماد امنیتی و اقتصادی محسوب میشوند.
این عنوان چه امتیازاتی ایجاد میکند؟
براساس مواد 321k, 22 U.S.C و 2350a, 10 U.S.C در قوانین ایالات متحده امتیازات زیر به یک متحد اصلی غیرعضو ناتو تعلق میگیرد:
همکاریهای تجهیزاتی و لجستیکی
امکان دریافت وام تجهیزات، مواد و ماشینآلات نظامی برای اجرای پروژههای مشترک تحقیق و توسعه، آزمایش یا ارزیابی.
امکان استقرار ذخایر جنگی متعلق به آمریکا (War Reserve Stockpiles) در خاک کشور شریک، حتی در خارج از پایگاههای رسمی آمریکا. این ذخایر در بحرانها و عملیات مشترک نقشی حیاتی دارند.
آموزش، انتقال تجهیزات و خرید اقلام خاص
اجازه انعقاد توافقهای دوجانبه یا چندجانبه برای آموزشهای نظامی مشترک، مشروط به بازپرداخت هزینهها و ترتیبات متقابل.
اولویت در دریافت تجهیزات دفاعی مازاد آمریکا در صورت قرار داشتن کشور در جناح جنوبی یا جنوبشرقی ناتو،.
امکان خرید مهمات دارای اورانیوم ضعیفشده که بسیاری از کشورها بدون دریافت این عنوان از دسترسی به آن محروماند.
همکاریهای صنعتی و تحقیقاتی
امکان انعقاد یادداشت تفاهم با وزارت دفاع آمریکا برای اجرای پروژههای مشترک تحقیق و توسعه در حوزه تجهیزات و مهمات.
شرکتهای کشور متحد اصلی غیرعضو ناتو میتوانند همانند شرکتهای عضو ناتو، در مناقصههای نگهداری و تعمیر تجهیزات وزارت دفاع آمریکا خارج از خاک ایالات متحده شرکت کنند.
امکان دریافت بودجه برای سامانههای کشف مواد منفجره و پروژههای ضدتروریسم
کشورهای دارای وضعیت متحد اصلی غیرعضو ناتو
طبق قوانین یادشده، و با اضافه شدن عربستان سعودی، اکنون ۲۰ کشور متحد اصلی غیرعضو ناتو هستند: عربستان سعودی، آرژانتین، استرالیا، بحرین، برزیل، کلمبیا، مصر، اسرائیل، ژاپن، اردن، کنیا، کویت، مراکش، نیوزیلند، پاکستان، فیلیپین، قطر، کره جنوبی، تایلند و تونس.
پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و برای حمایت از عملیات ضدتروریسم، افغانستان نیر برای دورهای کوتاه امتیازات مرتبط را دریافت کرد.
در عین حال، با تایوان بدون نیاز به اعلام رسمی، همانند یک متحد اصلی غیرعضو ناتو رفتار میشود.
ایالات متحده همچنین میتواند با تصمیم رییسجمهوری و پس از اطلاعرسانی به کنگره، کشور جدیدی را به این فهرست اضافه کند.
اهمیت استراتژیک متقابل
این جایگاه به آمریکا اجازه میدهد ساختاری قانونی برای گسترش همکاری دفاعی با کشورهایی ایجاد کند که در نقاط حساس جهان قرار دارند؛ از خاورمیانه و شمال آفریقا گرفته تا شرق آسیا و آمریکای لاتین.
از سوی دیگر برای کشورهایی که بهعنوان متحد اصلی غیرعضو ناتو شناخته میشوند، مسیر دستیابی به پیشرفتهترین فناوریهای نظامی آمریکا هموارتر است؛ فناوریهایی که بدون این عنوان بهسختی قابلدسترسیاند.
با این همه این عنوان یک سکوی دفاعی بدون تعهد امنیتی است و به معنای پیمان مشترک دفاعی نیست. برخلاف اعضای ناتو، کشور متحد اصلی غیرعضو ناتو همچنان در حوزه دفاعی مسئولیت مستقل دارد اما این عنوان ابزارهای قابلتوجهی برای تقویت بازدارندگی فراهم میکند.
در وضعیت متحد اصلی غیرعضو ناتو، هیچ ماده مشابهی با ماده ۵ ناتو برای دفاع جمعی وجود ندارد و این وضعیت یک ائتلاف نظامی محسوب نمیشود و بیشتر یک چارچوب حقوقی برای همکاری ویژه محسوب میشود تا تعهدی امنیتی.
سابقه، سیر تحول و ابعاد سیاسی
مفهوم متحد اصلی غیرعضو ناتو در دهه ۱۹۸۰ با هدف حمایت از متحدان کلیدی خارج از ناتو برای آمریکا ایجاد شد. در دهههای بعد، ایالات متحده متناسب با نیازهای ژئوپولیتیک، شمار این کشورها را گسترش داده است.
کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس از اوایل دهه ۲۰۱۰ بهمنظور موازنهسازی منطقهای وارد این فهرست شدند. در سالهای اخیر، رقابت آمریکا با چین و روسیه باعث شده ایالات متحده بهدنبال شبکهسازی استراتژیک گستردهتری از طریق گسترش تعداد متحدان اصلی غیرعضو ناتو باشد.
این جایگاه گاهی جنبه دیپلماتیک و نمادین نیز داشته و بخشی از بستههای همکاری اقتصادی و امنیتی محسوب شده است.
اعطای وضعیت و جایگاه «متحد اصلی غیرعضو ناتو» یکی از مهمترین ابزارهای واشینگتن برای ایجاد شبکهای از شرکای راهبردی در سراسر جهان است؛ جایگاهی که زمینه دستیابی به امتیازات گستردهای در همکاریهای نظامی، تحقیقاتی، صنعتی، و انتقال تجهیزات ایجاد میکند، اما در عین حال تعهد امنیتی الزامآوری برای ایالات متحده به همراه ندارد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.