حمله آمریکا به خارک؛ گلوگاه حیاتی ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، زیر فشار
تصویر ماهوارهای از پایانه نفتی در جزیره خارک
جزیره خارک که آمریکا اعلام کرد مواضع نظامی آن را هدف قرار داده، مرکز اصلی صادرات نفت ایران است و حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی جمهوری اسلامی از این جزیره عبور میکند. موضوعی که باعث شده حمله به آن از سالها پیش یکی از حساسترین سناریوها برای بازار انرژی و حکومت ایران به شمار برود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، شنبه ۲۳ اسفند در شبکههای اجتماعی نوشت ایالات متحده «تمام اهداف نظامی» در خارک را «کاملا نابود کرده» و هشدار داد اگر جمهوری اسلامی همچنان در کشتیرانی در تنگه هرمز اخلال ایجاد کند، زیرساختهای نفتی نیز میتوانند هدف حمله قرار گیرند.
دادههای سامانههای نظارتی تانکر ترکر و کپلر نشان میدهند ایران، که پیش از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند، تولید نفت خود را بالا برده بود، همچنان روزانه بین ۱.۱ تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت صادر میکند.
در همین حال، بازارها بهدقت در پی هر نشانهای از آسیب به شبکه خطوط لوله، پایانهها و مخازن ذخیرهسازی خارک هستند. زیرا حتی یک اختلال محدود هم میتواند فشار بر بازار جهانی نفت را افزایش دهد.
پس از حمله آمریکا به زیرساختهای نظامی خارک و تهدید ترامپ درباره هدف قرار دادن تاسیسات نفتی این جزیره، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیای سپاه پاسداران واکنش نشان داد و گفت «همانطور که قبلا اخطار داده بودیم»، در صورت حمله به زیرساختهای نفتی، اقتصادی و انرژی ایران، «پاسخ فوری» داده خواهد شد.
از سوی دیگر، مخاطبان ایراناینترنشنال در پیامهایی خبر دادند حکومت با نگه داشتن اجباری کارمندان بخش نفت و پتروشیمی در خارک، به آنها اجازه خروج نمیدهد.
یک مخاطب در این زمینه گفت: «کارمندان و کارگران پتروشیمی و نفت همه در جزیره خارک هستند و میخواهند از آنجا خارج شوند اما حکومت اجازه خروج به آنها نمیدهد و آنجا گیر افتادهاند.»
این مخاطب از در خطر قرار داشتن جان این کارمندان گفت.
جمهوری اسلامی با آغاز جنگ از حضور شهروندان در اماکن عمومی نظیر بیمارستانها به عنوان سپر انسانی استفاده کرده است.
خارک؛ نقطه حساس صادرات نفت ایران
جزیره خارک در ۲۶ کیلومتری سواحل ایران و حدود ۴۸۳ کیلومتری شمال غرب تنگه هرمز قرار دارد. موقعیتی که به نفتکشهای عظیم امکان میدهد در آبهای عمیق اطراف آن پهلو بگیرند، در حالی که آبهای ساحلی ایران برای این کشتیها بیش از حد کمعمق است.
دن پیکرینگ، مدیر ارشد سرمایهگذاری در پیکرینگ انرژی پارتنرز (Pickering Energy Partners)، گفته است که اگر زیرساخت خارک از کار بیفتد، دو میلیون بشکه در روز «برای همیشه» از بازار خارج میشود؛ نه فقط تا زمان بازگشایی مسیرهای دریایی.
به گفته تحلیلگران، اهمیت خارک فقط به نقش آن در صادرات نفت ایران محدود نمیشود، بلکه به این دلیل هم مهم است که هر آسیب به آن میتواند عرضه جهانی را در بحبوحه بحران تنگه هرمز، بیش از پیش مختل کند.
رسانهها در ایران گزارش دادند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ۲۳ اسفند هشدار دادند هرگونه حمله به زیرساختهای نفتی و انرژی ایران، با حمله متقابل به زیرساختهای انرژی شرکتهای نفتی همکار با آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد.
پاتریک دیهان، تحلیلگر بازار انرژی، به خبرگزاری رویترز گفت: «این تحول میتواند تنش را بیشتر کند، زیرا ایران ممکن است در چنین شرایطی احساس کند چیز کمتری برای از دست دادن دارد و به سمت تشدید بیشتر بحران حرکت کند.»
چین، مشتری اصلی نفت خارک
بخش مهمی از نفت صادراتی خارک راهی چین میشود. کشوری که بزرگترین واردکننده نفت خام جهان به شمار میرود و در پی اختلالات اخیر در خاورمیانه، اقداماتی از جمله ممنوع کردن صادرات سوخت پالایششده را برای حفظ ذخایر خود در پیش گرفته است.
بر اساس دادههای کپلر، نفت ایران از ابتدای سال تاکنون ۱۱.۶ درصد از واردات دریایی چین را تشکیل داده است. این نفت عمدتا به پالایشگاههای مستقل فروخته میشود که به دلیل تخفیفهای قابل توجه ناشی از تحریمهای آمریکا، خریدار نفت ایران بودهاند.
ایران از آغاز سال تاکنون در روز ۱.۷ میلیون بشکه نفت خام صادر کرده که از این میزان، ۱.۵۵ میلیون بشکه در روز از طریق خارک صادر شده است.
پیش از جنگ، صادرات نفت ایران در بهمن و اسفند به حدود ۲.۱۷ میلیون بشکه در روز رسیده بود و در اواخر بهمن ماه رکورد ۳.۷۹ میلیون بشکه در روز را ثبت کرده بود.
بر اساس گزارشها به نقل از دادههای کپلر، ظرفیت ذخیرهسازی خارک حدود ۳۰ میلیون بشکه است و در اوایل اسفند حدود ۱۸ میلیون بشکه نفت خام در آن ذخیره شده بود.
تصاویر ماهوارهای بررسیشده از سوی تانکر ترکر نیز نشان میدهند چندین نفتکش بسیار بزرگ ۲۰ اسفند در خارک در حال بارگیری بودهاند.
ایران سومین تولیدکننده بزرگ اوپک است و حدود ۴.۵ درصد از عرضه جهانی نفت را تامین میکند.
تولید این کشور حدود ۳.۳ میلیون بشکه در روز نفت خام، بهعلاوه ۱.۳ میلیون بشکه در روز میعانات گازی و سایر مایعات نفتی است.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.