تهران با تعلیق گفتوگوها با واشینگتن در اعتراض به کارزار نظامی اسرائیل در لبنان، ریسک دیپلماسی پساجنگ را افزایش داده و اکنون این موضوع را در کانون محاسبات واشینگتن قرار داده است که آیا جمهوری اسلامی در حال تقویت اهرم فشار خود است یا در استفاده از این اهرمها زیادهروی میکند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه ۱۱ خرداد اعلام کرد اسرائیل و حزبالله پس از موجی از تماسها با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و میانجیهای مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران، توافق کردهاند حملات را متوقف کنند.
با این حال، چند ساعت پیش از آن، خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، خبر داده بود که تهران به دلیل ادامه عملیات نظامی اسرائیل علیه حزبالله در لبنان، گفتوگوها با واشینگتن را تعلیق کرد. این خبر حاوی تهدید هم بود؛ تسنیم نوشته بود که تهران در صورت ادامه این روند، جبهههای تازهای در این درگیری خواهد گشود.
این آشفتگی دیپلماتیک در حالی رخ میدهد که اسرائیل در حال پیادهسازی عمیقترین عملیات نظامی خود در بیش از دو دهه گذشته در لبنان است.
جمهوری اسلامی میگوید این عملیات، نقض آتشبس جاری با آمریکاست. در مقابل، منتقدان میگویند ایران با اصرار بر گنجاندن لبنان در گفتوگوهای آتشبس و سپس حمایت از حملات حزبالله که واکنش اسرائیل را در پی داشت، خود به شکلگیری این بحران کمک کرد.
تبدیل لبنان به اهرم فشار
از نگاه برخی تحلیلگران، اقدامات جمهوری اسلامی نشان میدهد حکومت ایران بر این باور است که با اهرم فشار بیشتری از آنچه بسیاری انتظار داشتند، از جنگ بیرون آمده است.
یاکوف کتز، روزنامهنگار اسرائیلی-آمریکایی و نویسنده کتاب «وقتی اسرائیل خواب بود»، به ایراناینترنشنال گفت: «نگرانم که ایرانیها به این دلیل این کارها را انجام میدهند که احساس میکنند دست بالا را دارند.»
کتز گفت تهران ممکن است ارزیابی کند که از این درگیری نسبتا سربلند بیرون آمده است؛ حکومت سقوط نکرده، چارچوب نیروی نظامی با وجود خسارتهای قابلتوجه همچنان پابرجاست، برنامه هستهای همچنان سر جایش است و واشینگتن نیز همچنان با آن مذاکره میکند.
از این منظر، حکومت ایران ممکن است گمان کند میتواند دامنه دیپلماسی را فراتر از برنامه هستهای خود گسترش دهد و ایالات متحده را به وارد کردن تحولات لبنان در محاسبات خود وادار کند. این دقیقا همان چیزی است که کتز را نگران میکند.
او گفت: «وصل شدن این دو موضوع به یکدیگر فاجعه است.»
کتز استدلال میکند اگر واشینگتن لبنان را بهعنوان بخشی از چارچوب مذاکرات بپذیرد، تهران میتواند هر بار که اختلافات دیپلماتیک آینده بروز میکند، از رویارویی حزبالله با اسرائیل بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.
این نگرانی در حالی مطرح میشود که ترامپ در تلاش است میان دو هدف رقیب توازن برقرار کند: جلوگیری از یک جنگ منطقهای گستردهتر و در عین حال حفظ مسیر دیپلماتیک با تهران.
دوشنبه، رسانههای وابسته به ایران هشدار دادند که تهران میتواند فشار را به تنگه بابالمندب، یکی دیگر از مسیرهای حیاتی کشتیرانی جهانی، گسترش دهد؛ آن هم در حالی که تنشها در تنگه هرمز همچنان بالاست. این تهدیدها بار دیگر نگرانیها درباره عرضه جهانی انرژی و پیامدهای اقتصادی یک رویارویی منطقهای گستردهتر را زنده کرد.
بهای خطوط قرمز تهران
اریک مندل، بنیانگذار شبکه سیاسی و اطلاعاتی خاورمیانه، معتقد است بحران لبنان، تهدیدها علیه کشتیرانی دریایی و تعلیق گفتوگوها، همگی بخشی از یک راهبرد گستردهتر جمهوری اسلامی هستند.
او به ایراناینترنشنال گفت: «جمهوری اسلامی بهطور هماهنگ این راهبرد را دنبال میکند و مهمترین بخش آن، تلاش برای وقتکُشی است.»
مندل میگوید تهران میکوشد مذاکرات را طولانی کند و همزمان با افزایش فشار اقتصادی و ژئوپلیتیک بر واشینگتن، هزینه ادامه بنبست را برای آمریکا بالا ببرد.
به گفته او، تهران میخواهد بسنجد آیا دولت ترامپ توان تحمل یک رویارویی طولانیمدت را دارد یا فشار ناشی از افزایش قیمت نفت، اختلال در کشتیرانی و بیثباتی اقتصادی، سرانجام واشینگتن را به امتیازدهی وادار خواهد کرد.
مندل گفت: «فکر میکنم آنچه ایران در کل میخواهد، ایجاد یک رکود جهانی است. آنها از این وضعیت سود میبرند.»
دنی سیترینوویچ، از موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و رییس پیشین شاخه ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، این وضعیت را تا حدی متفاوت میبیند. در حالی که کتز و مندل عمدتا رفتار تهران را از دریچه اهرم فشار و راهبرد میبینند، سیترینوویچ استدلال میکند که ایدئولوژی همچنان عاملی محوری است.
او میگوید برای جمهوری اسلامی، حزبالله، زرادخانه موشکی این گروه و برنامه غنیسازی برگهای چانهزنی نیستند که بتوان بهسادگی آنها را معامله کرد. بلکه این داراییها را ستونهای اصلی موجودیت خود میداند.
سیترینوویچ به ایراناینترنشنال گفت: «جمهوری اسلامی نمیتواند کنار بنشیند و واکنشی نشان ندهد. این بخشی از ذهنیت آنهاست.»
او میگوید از نگاه تهران، پاسخ ندادن به عملیات اسرائیل در لبنان، به معنای پشت کردن به تعهد راهبردی خود در قبال حزبالله و تضعیف اصولی است که حکومت آنها را برای بقای خود حیاتی میداند.
این تمایز ممکن است در زمانی که واشینگتن گام بعدی خود را میسنجد، اهمیتی تعیینکننده پیدا کند.
از نگاه کتز، ایران میکوشد با تبدیل لبنان به یک برگ چانهزنی، از تمایل ترامپ به دستیابی به توافق بهرهبرداری کند. از نگاه مندل، تهران بهعمد بحران را طولانی میکند تا فشار بر ایالات متحده را افزایش دهد. از نگاه سیترینوویچ، اقدامات ایران بیش از آنکه ناشی از محاسبات تاکتیکی باشد، ریشه در خطوط قرمز ایدئولوژیکی دارد که باور دارد نمیتواند از آنها دست بکشد.
آنچه هر سه بر سر آن توافق دارند این است که لبنان دیگر موضوعی حاشیهای نیست، بلکه به آزمونی محوری برای دیپلماسی شکننده میان واشینگتن و تهران تبدیل شده است.
اگر ترامپ اسرائیل را برای توقف عملیات تحت فشار بگذارد، تهران ممکن است آن را نشانه عقبنشینی واشینگتن در برابر فشارهای خود بداند. در مقابل، اگر چنین فشاری اعمال نشود، به نظر میرسد جمهوری اسلامی آماده است با استفاده از لبنان، هرمز و احتمالا جبهههای دیگر، این روایت را پیش ببرد که چارچوب آتشبس در عمل فروپاشیده است.
در هر صورت، به نظر میرسد تهران میکوشد همزمان با اثرگذاری بر مرحله بعدی مذاکرات، هزینههای دیپلماسی و رویارویی را برای طرفهای مقابل افزایش دهد.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.