واینت: اسرائیل همچنان همان اشتباهات گذشته را تکرار میکند
واینت در یادداشتی تحلیلی به قلم مایکل میلشتاین نوشت کارزار نظامی اسرائیل علیه جمهوری اسلامی به هدف اصلی خود یعنی بیثباتسازی و سرنگونی حکومت ایران نرسیده و نشانهای از تداوم همان برداشتهای نادرستی است که پیشتر درباره حماس و حزبالله نیز وجود داشت.
میلشتاین، پژوهشگر ارشد مرکز موشه دایان دانشگاه تلآویو، در این یادداشت استدلال میکند شکاف قابل توجهی میان اهداف اولیه عملیات موسوم به «شیر خروشان» و نتایج واقعی آن وجود دارد. به گفته او، در حالی که یکی از اهداف اصلی این عملیات تضعیف یا سرنگونی حکومت ایران بود، جمهوری اسلامی نهتنها پابرجا مانده، بلکه ممکن است پس از جنگ مواضعی رادیکالتر از گذشته اتخاذ کرده باشد.
او نوشت با وجود این واقعیت، در محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از افزایش احتمال فروپاشی حکومت ایران سخن گفته میشود؛ ادعاهایی که به گفته او پیشتر نیز درباره حماس و حزبالله مطرح شده بود اما در عمل تحقق نیافت.
تکرار روایتهای آشنا درباره «فروپاشی دشمن» به نوشته این تحلیلگر اسرائیلی، فضای رسانهای و سیاسی اسرائیل بار دیگر مملو از روایتهایی درباره سردرگمی، یأس، شکافهای داخلی و ناتوانی ساختاری در جبهه دشمن شده است؛ در حالی که تجربه نشان داده این گروهها و حکومتها با وجود تحمل ضربات سنگین، توانایی بالایی برای بقا و بازسازی خود دارند.
میلشتاین تاکید کرد که حزبالله در هفتههای اخیر نمونهای از همین توانایی را به نمایش گذاشته و برخلاف پیشبینیها همچنان فعال باقی مانده است.
شکست راهبرد «قطع سر» این پژوهشگر دانشگاه تلآویو معتقد است راهبردی که علیه حکومت ایران طراحی شده بود، بر مجموعهای از اقدامات شامل حذف رهبران ارشد، تخریب زیرساختهای نظامی و حکومتی، تحریک اعتراضات داخلی و استفاده از گروههای قومی و اقلیتها برای بیثبات کردن حکومت استوار بود.
به گفته او، طراحان این عملیات تصور میکردند ترکیب این عوامل میتواند به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر شود، اما این راهبرد در برابر نظامی که بر پایه ایدئولوژی مذهبی و گفتمان «مقاومت» شکل گرفته، موفق نبوده است.
او نوشت نیروهای ایدئولوژیک در خاورمیانه ممکن است خسارتهای سنگینی را تحمل کنند، اما الزاماً تسلیم نمیشوند یا از مواضع خود عقبنشینی نمیکنند.
سوءبرداشت از ساختار سیاسی و اجتماعی ایران میلشتاین در بخش دیگری از مقاله خود از برخی طرحهای مطرحشده در جریان جنگ به شدت انتقاد کرد.
او به ایده استفاده از نیروهای کرد برای بیثبات کردن حکومت ایران اشاره کرد و نوشت طراحان این سناریو به این پرسش اساسی توجه نکردند که آیا یک اقلیت قومی میتواند مرکز قدرت در ایران را سرنگون کند و چنین اقدامی از سوی اکثریت جامعه چگونه ارزیابی خواهد شد.
به نوشته او، حتی پس از ناکامی این طرح نیز برخی کوشیدند آن را با استناد به مخالفت ترکیه توجیه کنند.
انتقاد از طرح نام احمدینژاد نویسنده همچنین از طرحهایی که در آنها نام محمود احمدینژاد به عنوان گزینهای برای آینده سیاسی ایران مطرح شده بود انتقاد کرد.
او این رویکرد را نشانهای از درک نادرست ساختار قدرت در جمهوری اسلامی دانست و یادآور شد که احمدینژاد نیز دیدگاههای تند ضداسرائیلی و یهودستیزانه دارد و نمیتوان او را گزینهای معتدلتر یا مطلوبتر تلقی کرد.
نبود بررسی جدی درباره اشتباهات میلشتاین معتقد است مشکل اصلی صرفاً شکست یک راهبرد نیست، بلکه ناتوانی اسرائیل در بررسی صادقانه اشتباهات و پذیرش ناکامیهاست.
او نوشت هیچ ارزیابی جدی از دلایل شکست اهداف اولیه صورت نگرفته و در عوض تلاش میشود همان رویکردها بدون بازنگری اساسی ادامه پیدا کنند.
به گفته او، این وضعیت مانع از یادگیری درسهای لازم و اصلاح سیاستها شده است.
سایه هفتم اکتبر بر تصمیمگیریهای اسرائیل این پژوهشگر اسرائیلی در ادامه تاکید کرد که حمله هفتم اکتبر باید اسرائیل را وادار میکرد نگاه خود به دشمنانش را بازبینی کند، اما شواهد نشان میدهد بسیاری از همان الگوهای فکری همچنان پابرجا هستند.
او هشدار داد که خودداری از بررسی ریشههای اشتباهات گذشته، خطر تکرار شکستهای مشابه را افزایش میدهد.
هشدار درباره تکرار اشتباهات میلشتاین در پایان نوشت مشکل تنها تکرار اشتباهات نیست، بلکه عادیسازی این اشتباهات و امتناع از پذیرش مسئولیت است.
او استدلال کرد که بخشی از نخبگان سیاسی و امنیتی اسرائیل همچنان از پذیرش خطاها، پاسخگویی و بازنگری در فرضیات خودداری میکنند؛ روندی که به گفته او میتواند زمینهساز بحرانها و شکستهای جدید در آینده شود.
این تحلیلگر اسرائیلی نتیجه گرفت که بسیاری از فرضیات و برداشتهایی که زمینهساز ناکامیهای گذشته بودند، همچنان در تفکر تصمیمگیران اسرائیلی حضور دارند و همین مساله احتمال بروز «تراژدیهای جدید» را در آینده افزایش میدهد.
رویترز به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد دولت آمریکا در حال بررسی استفاده از داراییهای جمهوری اسلامی برای تامین هزینه بازسازی و جبران خسارتهایی است که در جریان جنگ به کشورهای متحد واشینگتن در خلیج فارس وارد شده است.
اقدامی که به نوشته رسانهها میتواند به یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن تبدیل شود.
یک منبع آگاه شنبه ۱۶ خرداد به رویترز گفت دولت آمریکا قصد دارد داراییهای بلوکهشده حکومت ایران را برای کمک به بازسازی و جبران خسارتهای واردشده به کشورهای خلیج فارس در دسترس متحدان خود قرار دهد.
به گفته این منبع، واشینگتن همچنین در حال بررسی این موضوع است که آیا میتوان از این داراییها برای جبران خسارتهای گذشته ناشی از حملات جمهوری اسلامی به کشورهای منطقه نیز استفاده کرد یا خیر.
این منبع افزود اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گروهی را مامور کرده است تا میزان خسارتهای واردشده به کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس را ارزیابی و برآورد کند.
بر اساس گزارش شبکه سیبیاس نیز وزارت خزانهداری آمریکا در نظر دارد از تمامی اختیارات قانونی موجود برای فراهم کردن دسترسی کشورهای خلیج فارس به داراییهای حکومت ایران جهت تامین هزینه بازسازی و تعمیر خسارتهای احتمالی آینده استفاده کند.
به گفته این منبع، بسنت همچنین از کشورهای خلیج فارس خواسته است برآورد جامعی از هزینه خسارتهایی که از آغاز جنگ به آنها وارد شده ارائه کنند تا امکان استفاده از داراییهای حکومت ایران برای جبران این خسارتها بررسی شود.
ابهام درباره نوع داراییها به نوشته سیبیاس هنوز مشخص نیست کدام دسته از داراییهای ایران برای این منظور مدنظر قرار گرفتهاند.
این منبع توضیح نداد که آیا منظور صرفاً داراییهای نقدی بلوکهشده ایران در بانکهای خارجی است یا اموال و داراییهای فیزیکی جمهوری اسلامی، از جمله نفتکشها و سایر داراییهای خارجی، نیز در این طرح لحاظ شدهاند.
به گفته او، ادبیات مورد استفاده در این طرح نشان میدهد دامنه بررسیها احتمالاً فراتر از داراییهای بلوکهشده سنتی است.
همزمان با مذاکرات صلح انتشار این گزارش در حالی صورت میگیرد که مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشینگتن برای دستیابی به توافقی به منظور پایان دادن به جنگ ادامه دارد.
جمهوری اسلامی بارها تاکید کرده است که هرگونه توافق با آمریکا باید شامل لغو تحریمها و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای بلوکهشده حکومت ایران در خارج از کشور باشد.
اورشلیمپست نیز در همین زمینه یادآور شد که تنها یک روز پیش از انتشار این گزارش، محسن رضایی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی، در گفتوگو با شبکه سیانان گفته بود دستیابی به توافق صلح منوط به آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای [حکومت] ایران است که به گفته او در اختیار آمریکا قرار دارد.
حملات جمهوری اسلامی به کشورهای خلیج فارس از زمان آغاز جنگ در اسفند ماه سال گذشته، جمهوری اسلامی بهطور متناوب با موشک و پهپاد اهدافی را در کشورهای مختلف حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، بحرین، قطر و عمان هدف قرار داده است.
این گزارش یک روز پس از حملات جدید جمهوری اسلامی به کویت و بحرین منتشر شد؛ حملاتی که به گفته مقامهای آمریکایی بر نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه افزوده است.
نشانههایی از توقف مذاکرات در حالی که آمریکا در حال بررسی استفاده از داراییهای ایران برای جبران خسارتهای متحدان خود است، اورشلیمپست گزارش داد نشانههایی از کند شدن روند مذاکرات نیز دیده میشود.
در همین ارتباط، خبرگزاری نیمهرسمی ایسنا گزارش داد وزیر کشور پاکستان که در روند میانجیگری میان تهران و واشینگتن نقش دارد، روز شنبه با نامهای برای مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، وارد تهران شده است.
بنابر گزارشها، مشخص نیست این تلاشهای دیپلماتیک تا چه اندازه بتواند بنبست موجود در مذاکرات را برطرف کند؛ بهویژه در شرایطی که موضوع داراییهای ایران به یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان دو طرف تبدیل شده است.
پولیتیکو در تحلیلی نوشت اگر دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی واقعاً به دنبال دستیابی به توافق باشند، احتمالاً ناچار خواهند شد از راهحلهای سیاسی و حقوقی مبهمی استفاده کنند که به هر دو طرف امکان دهد بدون عقبنشینی علنی از مواضع خود، توافق را به عنوان یک پیروزی معرفی کنند.
پولیتیکو در تحلیلی درباره مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن نوشت هرگونه توافق احتمالی میان دو طرف احتمالاً نیازمند سطحی از «ابهامسازی دیپلماتیک» و تفسیرهای متفاوت از مفاد توافق خواهد بود؛ رویکردی که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی سابقه داشته است.
این تحلیل با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، یادآور شد که او در کنگره تاکید کرده بود واشینگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، نه تحریمهای ایران را لغو خواهد کرد و نه به تهران اجازه دسترسی به داراییهای مسدودشدهاش را خواهد داد.
با این حال، پولیتیکو معتقد است میان داراییهای «مسدودشده» و منابع مالی «محدودشده» تفاوت وجود دارد و همین موضوع میتواند راهی برای مصالحه باز کند.
به نوشته این رسانه، یکی از گزینههای مورد بحث میتواند فراهم شدن امکان استفاده غیرمستقیم [حکومت] ایران از بخشی از منابع مالی محدودشده خود، از جمله میلیاردها دلار موجود در قطر، بدون لغو رسمی تحریمها یا آزادسازی مستقیم داراییهای بلوکهشده باشد.
پولیتیکو در تحلیلی نوشت اگر دولت دونالد ترامپ و جمهوری اسلامی واقعا به دنبال دستیابی به توافق باشند، احتمالا ناچار خواهند شد از راهحلهای سیاسی و حقوقی مبهمی استفاده کنند که به هر دو طرف امکان دهد بدون عقبنشینی علنی از مواضع خود، توافق را یک پیروزی معرفی کنند.
پولیتیکو در تحلیلی درباره مذاکرات جاری میان تهران و واشینگتن نوشت هرگونه توافق احتمالی میان دو طرف احتمالا نیازمند سطحی از «ابهامسازی دیپلماتیک» و تفسیرهای متفاوت از مفاد توافق خواهد بود؛ رویکردی که در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی سابقه داشته است.
این تحلیل با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، یادآور شد که او در کنگره تاکید کرده بود واشینگتن در ازای بازگشایی تنگه هرمز، نه تحریمهای ایران را لغو خواهد کرد و نه به تهران اجازه دسترسی به داراییهای مسدودشدهاش را خواهد داد.
با این حال، پولیتیکو معتقد است میان داراییهای «مسدودشده» و منابع مالی «محدودشده» تفاوت وجود دارد و همین موضوع میتواند راهی برای مصالحه باز کند.
به نوشته این رسانه، یکی از گزینههای مورد بحث میتواند فراهم شدن امکان استفاده غیرمستقیم [حکومت] ایران از بخشی از منابع مالی محدودشده خود، از جمله میلیاردها دلار موجود در قطر، بدون لغو رسمی تحریمها یا آزادسازی مستقیم داراییهای بلوکهشده باشد.
تجربه برجام و درسهای گذشته پولیتیکو در ادامه با اشاره به مذاکرات هستهای دوران باراک اوباما نوشت که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ نیز بر پایه مجموعهای از فرمولهای حقوقی و سیاسی طراحی شده بود که به هر دو طرف امکان میداد خود را پیروز مذاکرات معرفی کنند.
این گزارش یادآور شد که در جریان اجرای برجام، همزمان با آزادی زندانیان آمریکایی در ایران و حلوفصل یک اختلاف مالی قدیمی میان دو کشور، دولت اوباما تاکید میکرد این موضوعات ارتباطی با توافق هستهای ندارند؛ ادعایی که منتقدان جمهوریخواه آن را نپذیرفتند.
به نوشته پولیتیکو، تجربه برجام نشان میدهد توافقهای پیچیده دیپلماتیک اغلب بر پایه تفسیرهای متفاوت، ابهامهای حسابشده و فرمولهای انعطافپذیر شکل میگیرند.
ترامپ به دنبال توافقی متفاوت از برجام
این تحلیل میگوید ترامپ که سالها برجام را به عنوان یک توافق «فاجعهبار» مورد حمله قرار داده بود، اکنون ممکن است خود ناچار شود برای دستیابی به توافقی جدید از ابزارهایی مشابه استفاده کند.
پولیتیکو معتقد است ترامپ در صورت دستیابی به توافق میتواند آن را به شیوههای مختلف به عنوان موفقیت خود معرفی کند؛ از جمله اگر ایران غنیسازی اورانیوم را حتی برای مدت محدودی متوقف کند یا دسترسی به منابع مالی خود را از طریق سازوکارهایی غیرمستقیم به دست آورد.
به نوشته این رسانه، ترامپ همچنین ممکن است هرگونه تعهد تازه [حکومت] ایران به حرکت نکردن به سوی سلاح هستهای را بهعنوان یک امتیاز مهم معرفی کند؛ حتی اگر تهران پیشتر نیز بارها چنین موضعی را اعلام کرده باشد.
احتمال تماس با مجتبی خامنهای
پولیتیکو در بخش دیگری از این تحلیل به احتمال گفتوگوی مستقیم ترامپ با مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، اشاره کرده و نوشته است که چنین ارتباطی میتواند از نگاه رییسجمهوری آمریکا یک دستاورد سیاسی مهم تلقی شود.
این رسانه یادآور شد که علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، هیچگاه به طور مستقیم با رییسجمهوری آمریکا گفتوگو نکرده بود و همین موضوع میتواند به ترامپ فرصت دهد توافق احتمالی را متفاوت از تجربههای گذشته معرفی کند.
نگرانی از افشای جزئیات مذاکرات
پولیتیکو در عین حال یکی از مشکلات اصلی دولت ترامپ را ناتوانی در حفظ محرمانگی مذاکرات دانست.
به نوشته این رسانه، برخی مقامهای سابق آمریکایی معتقدند انتشار مداوم اطلاعات و جزئیات مذاکرات در رسانهها میتواند اعتماد میان تهران و واشینگتن را تضعیف و روند گفتوگوها را دشوارتر کند.
ایلان گلدنبرگ، از مقامهای پیشین دولتهای اوباما و بایدن، به پولیتیکو گفت: «اگر واقعا میخواهید توافقی حاصل شود، نباید در هر مرحله جزئیات آن را به رسانهها درز دهید.»
هر دو طرف به دنبال اعلام پیروزی خواهند بود
پولیتیکو در جمعبندی گزارش خود نوشت که در صورت دستیابی به توافق، هم تهران و هم واشینگتن تلاش خواهند کرد آن را به گونهای روایت کنند که به نفع خودشان باشد.
این رسانه تاکید کرد مهمترین موضوع نه روایتهای عمومی، بلکه توافق پشت پرده دو طرف درباره نحوه اجرای تعهدات، زمانبندی اقدامات و تفسیر دقیق مفاد توافق خواهد بود.
به نوشته پولیتیکو، همانگونه که در گذشته در بسیاری از توافقهای مهم بینالمللی مشاهده شده، احتمالا توافق احتمالی میان [حکومت] ایران و آمریکا نیز با ابهامهای عمدی، تفسیرهای متفاوت و روایتهای متضاد همراه خواهد بود، اما آنچه اهمیت دارد وجود درک مشترک میان طرفین درباره چگونگی اجرای آن است.
روزنامه اسرائیلهیوم در یادداشتی تحلیلی نوشت اگرچه اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره ایران و انتقادهای اخیر او از بنیامین نتانیاهو باعث نگرانی در اسرائیل شده است، اما کارنامه عملی او نشان میدهد که همچنان به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی و تکمیل کارزار نظامی و سیاسی علیه تهران است.
اسرائیلهیوم در این تحلیل درباره سیاستهای ترامپ در قبال [حکومت] ایران، از آنچه «پیامهای متناقض» رییسجمهوری آمریکا درباره جنگ و مذاکرات با تهران توصیف کرد انتقاد کرد، اما در عین حال استدلال کرد که عملکرد عملی ترامپ نشان میدهد او همچنان به ادامه فشار بر جمهوری اسلامی متعهد است.
نویسنده این یادداشت مینویسد برای بسیاری از حامیان اسرائیل، شنیدن سخنان متناقض ترامپ درباره [حکومت] ایران ناامیدکننده است؛ از یک سو او از نابودی برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی سخن میگوید و از سوی دیگر از آمادگی برای دیدار با رهبران [حکومت] ایران و احتمال دستیابی به توافق صحبت میکند.
این تحلیل همچنین انتقادهای اخیر ترامپ از نتانیاهو را «آزاردهنده» توصیف کرده و نوشته است که رییسجمهوری آمریکا گاه نتانیاهو را «رهبر بزرگ دوران جنگ» مینامد و در مقاطعی نیز او را مورد انتقاد قرار میدهد یا مدعی میشود اسرائیل بدون حمایت او قادر به ادامه مسیر خود نیست.
روزنامه اسرائیلهیوم در یادداشتی تحلیلی نوشت اگرچه اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره ایران و انتقادهای اخیر او از بنیامین نتانیاهو باعث نگرانی در اسرائیل شده است، اما کارنامه عملی او نشان میدهد که همچنان به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی و تکمیل کارزار نظامی و سیاسی علیه تهران است.
اسرائیلهیوم در این تحلیل درباره سیاستهای ترامپ در قبال [حکومت] ایران، از آنچه «پیامهای متناقض» رییسجمهوری آمریکا درباره جنگ و مذاکرات با تهران توصیف کرد انتقاد کرد، اما در عین حال استدلال کرد که عملکرد عملی ترامپ نشان میدهد او همچنان به ادامه فشار بر جمهوری اسلامی متعهد است.
نویسنده این یادداشت مینویسد برای بسیاری از حامیان اسرائیل، شنیدن سخنان متناقض ترامپ درباره [حکومت] ایران ناامیدکننده است؛ از یک سو او از نابودی برنامه هستهای و توان نظامی جمهوری اسلامی سخن میگوید و از سوی دیگر از آمادگی برای دیدار با رهبران [حکومت] ایران و احتمال دستیابی به توافق صحبت میکند.
این تحلیل همچنین انتقادهای اخیر ترامپ از نتانیاهو را «آزاردهنده» توصیف کرده و نوشته است که رییسجمهوری آمریکا گاه نتانیاهو را «رهبر بزرگ دوران جنگ» مینامد و در مقاطعی نیز او را مورد انتقاد قرار میدهد یا مدعی میشود اسرائیل بدون حمایت او قادر به ادامه مسیر خود نیست.
اسرائیلهیوم این اظهارات را نادرست و غیرقابل پذیرش دانسته، اما تاکید کرده است که نباید سبک شخصی و اظهارات جنجالی ترامپ را با جهتگیری راهبردی دولت او در قبال [حکومت] ایران اشتباه گرفت.
«ترامپ نمیخواهد پیروزی را به ایران واگذار کند» نویسنده مقاله معتقد است ترامپ به خوبی میداند که پایان دادن زودهنگام به جنگ و کاهش فشارها بر تهران میتواند به معنای پیروزی جمهوری اسلامی باشد.
به نوشته اسرائیلهیوم، ترامپ بر این باور است که [حکومت] ایران نباید به این نتیجه برسد که با بستن تنگه هرمز و ایجاد اختلال در صادرات انرژی میتواند بقای خود را تضمین کند.
این یادداشت به سخنان اخیر ترامپ اشاره میکند که افزایش قیمت نفت و اختلال در تردد نفتکشها را «بهایی کوچک» در برابر دستاوردهای بزرگ امنیتی توصیف کرده بود.
اسرائیلهیوم همچنین استدلال میکند که هنوز بخشهایی از برنامه هستهای و نظامی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده است؛ از جمله مراکز موشکی، تاسیسات تولید تسلیحات، سایتهای هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده که به گفته نویسنده میتوانند در آینده دوباره به تهدیدی جدی تبدیل شوند.
ایران بخشی از رویارویی گستردهتر آمریکا با چین و روسیه در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که ترامپ جنگ با ایران را صرفاً یک درگیری منطقهای نمیبیند، بلکه آن را بخشی از رقابت راهبردی آمریکا با چین و روسیه میداند؛ دو کشوری که از متحدان جمهوری اسلامی محسوب میشوند.
بر همین اساس، نویسنده معتقد است رییسجمهوری آمریکا بهسادگی از میدان خارج نخواهد شد و بعید است تنها با اعلام یک «پیروزی نمادین» به حضور نظامی آمریکا در منطقه پایان دهد.
این تحلیل میگوید اگرچه ترامپ ممکن است به دلایل سیاسی و داخلی، از جمله انتخابات میاندورهای کنگره یا نیاز به بازسازی ذخایر تسلیحاتی آمریکا، در برخی مقاطع از تشدید درگیریها خودداری کند، اما همچنان به دنبال کاهش توان جمهوری اسلامی و محدود کردن نفوذ منطقهای آن خواهد بود.
ابهام بهعنوان بخشی از راهبرد اسرائیلهیوم در پاسخ به این پرسش که چرا ترامپ مواضع ظاهراً متناقضی درباره [حکومت] ایران اتخاذ میکند، مینویسد بخشی از این ابهام میتواند عامدانه و در راستای سردرگم کردن تهران باشد.
به باور نویسنده، همانگونه که متحدان آمریکا درباره گام بعدی ترامپ اطمینان کامل ندارند، رهبران جمهوری اسلامی نیز نمیتوانند مسیر بعدی واشینگتن را با قطعیت پیشبینی کنند.
این یادداشت با اشاره به خروج ترامپ از توافق هستهای سال ۲۰۱۸، دستور ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ و عملیاتهای نظامی اخیر علیه حکومت ایران، استدلال میکند که عملکرد عملی رییسجمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته از ثبات بیشتری نسبت به سخنان روزمره او برخوردار بوده است.
مقابله با منتقدان داخلی اسرائیلهیوم همچنین به فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ اشاره میکند و مینویسد او برای ادامه سیاست فشار بر [حکومت] ایران نه تنها با منتقدان دموکرات، بلکه با بخشی از جریان محافظهکار و انزواطلب در آمریکا نیز روبهرو شده است.
به نوشته این روزنامه، ترامپ در هفتههای اخیر انتقاد برخی چهرههای بانفوذ نزدیک به جنبش «ماگا» از جمله تاکر کارلسون را نادیده گرفته و همچنان بر ضرورت مقابله با جمهوری اسلامی تاکید کرده است.
نگرانی از یک توافق ناکافی با وجود حمایت کلی از رویکرد ترامپ، اسرائیلهیوم هشدار میدهد که همچنان این خطر وجود دارد که رییسجمهوری آمریکا در نهایت به توافقی با تهران تن دهد که از نگاه اسرائیل، فاصله کافی میان جمهوری اسلامی و دستیابی به سلاح هستهای ایجاد نکند یا فشارها بر حکومت ایران را بهطور کامل حفظ نکند.
با این حال، نویسنده نتیجه میگیرد که در شرایط فعلی، ادامه همکاری راهبردی اسرائیل با دولت ترامپ برای پیشبرد کارزار علیه جمهوری اسلامی همچنان یک ضرورت سیاسی و امنیتی است حتی اگر این مسیر با ابهام، نوسان در مواضع و اختلافنظرهای مقطعی همراه باشد.