حماس از انحلال رسمی دولت خود در غزه و واگذاری قدرت خبر داد
حماس اعلام کرد دولت خود در باریکه غزه را منحل کرده و آماده است قدرت را به گروهی از تکنوکراتهای فلسطینی واگذار کند. حماس در بیانیه خود این اقدام را گامی بهسوی طرح مورد حمایت آمریکا برای غزه توصیف کرد. اسرائیل در واکنش به تحول، آن را یک «نمایش تبلیغاتی» خواند.
دفتر رسانهای دولتِ تحت اداره حماس در غزه، دوشنبه ۱۵ تیر، در بیانیهای اعلام کرد که محمد الفرا، رییس کمیته اضطراری دولت، استعفا کرده و خود کمیته نیز بهطور رسمی منحل شده است تا امور اداری و حکمرانی به «کمیته ملی اداره غزه» منتقل شود.
در بخش دیگری از این بیانیه، انحلال دولت در غزه برای «اثبات جدیت» و تسهیل انتقال اداری توصیف شده است.
اسماعیل الثوابته، مدیر دفتر رسانهای دولت در غزه، نیز در یک نشست رسانهای اعلام کرد سازوکارهای اداری و حقوقی برای تحویل دولت به «کمیته ملی» کامل شده است.
او افزود وزارتخانهها و کارکنان آنها همچنان به ارائه خدمات ادامه خواهند داد و آماده کار زیر نظر کمیته ملی اداره غزه هستند. به گفته او حماس همچنان بر امنیت و امور انتظامی در بخشهایی از غزه که پس از آتشبس با میانجیگری آمریکا تحت کنترلش باقی مانده، نظارت خواهد داشت.
حازم قاسم، سخنگوی حماس، نیز به خبرگزاری فرانسه گفت این گروه بخشی از سازوکار حکمرانی غزه در مرحله پساجنگ نخواهد بود.
انحلال دولت تحت اداره حماس که بیش از یک دهه فعالیت داشت، بخش کلیدی طرح ۲۰مادهای دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای غزه بود. این طرح پس از آغاز آتشبس غزه در پاییز ۱۴۰۴ از سوی دولت آمریکا به هیاتهای مذاکرهکننده ارائه شد و مورد موافقت قرار گرفت. بر اساس آن کمیته ملی اداره غزه را هیات صلحی که ترامپ ایجاد کرده بود، تاسیس کرده است.
علی شعث، رییس کمیته ملی اداره غزه نیز اعلام کرد این کمیته ۱۵نفره آماده است به محض فراهم شدن «منابع لازم و شرایط مساعد» مسئولیت خود در غزه را بر عهده بگیرد.
او در صفحه فیسبوک خود نوشت: «موفقیت این کمیته مشروط به آن است که اداره غزه زیر نظر یک مرجع واحد و بر پایه یک قانون روشن انجام شود و سلاح نیز فقط در اختیار نیرویی باشد که تابع همان مرجعیت است. »
حماس، گروه شبهنظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، در سال ۱۹۸۷ و همزمان با آغاز انتفاضه اول تشکیل شد. این گروه پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی فلسطینیها در سال ۲۰۰۶ و درگیری خونین با فتح در سال ۲۰۰۷، کنترل باریکه غزه را در دست گرفت و از آن زمان، جدا از تشکیلات خودگردان فلسطینی در کرانه باختری، ساختار اداری و امنیتی خود را در این منطقه اداره کرده است.
اسرائیل: ترک قدرت مادامی که سلاحها زمین گذاشته نشود، ظاهری است
گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس این اقدام حماس را «تمایل ظاهری» این گروه برای «باز کردن جا» برای یک دولت تکنوکرات خواند که با هدف جلوگیری از خلع سلاح خود این گروه طراحی شده است.
ساعر افزود: «تا زمانی که حماس سلاحهای خود را حفظ کند، هر دولت غیرنظامی، بیتردید طبق دستور حماس عمل خواهد کرد.»
او گفت اسرائیل بر اجرای کامل طرح ترامپ، از جمله زمین گذاشتن سلاحها از سوی حماس، اصرار دارد.
حما، اسرائیل را به نقض چندباره آتشبس و خودداری از اجرای بخشهای دیگر طرح صلح که خواستار عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از غزه است، متهم کرده است. این گروه بارها اعلام کرده تا زمانی که اسرائیل حملات خود در غزه را متوقف نکند، سلاحهایش را زمین نمیگذارد. از سوی دیگر، اسرائیل میگوید حملاتش در غزه از زمان برقراری آتشبس با هدف خنثی کردن تهدیدهای شبهنظامیان انجام شده است.
این باریکه کوچک ساحلی، بیش از دو سال و نیم پس از آنکه تازهترین جنگ غزه با حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل آغاز شد، همچنان بهصورت نیمهویران است و ساکنان آن در اردوگاههای موقت زندگی میکنند.
در حال حاضر نیروهای اسرائیلی کنترل بیش از ۶۰ درصد غزه را در اختیار دارند و در مناطقی که مقامهای این کشور آن را «منطقه حائل برای بازدارندگی در برابر حملات حماس» توصیف میکنند، گشتزنی میکنند.
هرچند حملههای هوایی گسترده اسرائیل پس از شروع آتشبس به ابتکار دولت آمریکا پایان یافت، اما درگیریهای پراکنده میان نیروهای اسرائیل با ساکنان غزه و نیروهای حماس در این باریکه همچنان سبب کشته شدن فلسطینیها میشود.
مقامهای بهداشتی غزه گفتند حمله هوایی اسرائیل به غزه در روز دوشنبه ۱۵ تیر، به کشته شدن یک زوجرا در آپارتمانی در محله تلالهوا منجر شد، اما ارتش اسرائیل اعلام کرد این حمله فادی عاشور دغمش، یک فرمانده مسلح حماس، را هدف قرار داد.
شکلگیری حماس و اداره غزه
حماس، با نام کامل «جنبش مقاومت اسلامی»، در دسامبر ۱۹۸۷ و همزمان با آغاز انتفاضه اول، به ابتکار شیخ احمد یاسین و بهعنوان شاخه سیاسی اخوانالمسلمین فلسطین در غزه شکل گرفت. این گروه که از ابتدای شکلگیری از حمایت جمهوری اسلامی برخوردار بوده، در ژانویه ۲۰۰۶ با فهرست «تغییر و اصلاح» در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین پیروز شد و از مسیر انتخابات وارد ساختار رسمی حکمرانی فلسطینیها شد.
بر اساس قانون پایه تشکیلات خودگردان فلسطینی، رییس تشکیلات نخستوزیر را منصوب و او را مامور تشکیل دولت میکند. نخستوزیر نیز پس از معرفی کابینه باید برای آغاز کار از شورای قانونگذاری رای اعتماد بگیرد. در همین چارچوب، محمود عباس، رییس تشکیلات خودگردان، اسماعیل هنیه را مامور تشکیل دولت کرد و هنیه در سال ۲۰۰۶ نخستوزیر دولت حماس در چارچوب تشکیلات خودگردان شد.
اما این سازوکار رسمی پس از درگیری خونین فتح و حماس در ژوئن ۲۰۰۷ در عمل از هم گسیخت. محمود عباس در ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷ وضعیت فوقالعاده اعلام کرد، هنیه را از نخستوزیری برکنار کرد و دولت تازهای در رامالله تشکیل داد. با این حال، حماس برکناری هنیه را نپذیرفت و کنترل اداری و امنیتی غزه را حفظ کرد.
از آن زمان، دو ساختار جداگانه شکل گرفت: تشکیلات خودگردان فلسطینی، به رهبری فتح، در کرانه باختری مستقر ماند و از نظر بینالمللی نماینده رسمی حکمرانی فلسطینیها شناخته شد، اما در غزه، حماس یک دولت بالفعل و غیررسمی را اداره کرد. دولت حماس در غزه وزارتخانهها، نیروهای امنیتی، کارمندان و نهادهای اجرایی خود را داشت.
به این ترتیب، «دولت غزه» از نظر حقوقی بخشی از نظام رسمی تشکیلات خودگردان به شمار میرفت، اما در عمل زیر کنترل حماس بود و تعیین رییس دولت یا مسئولان ارشد آن دیگر از مسیر عادی قانون پایه و رای اعتماد شورای قانونگذاری انجام نمیشد، بلکه تابع تصمیمها و سازوکارهای داخلی حماس و نهادهای وابسته به آن در غزه بود.
یک هیات مستقل وابسته به سازمان ملل متحد هشدار داد پیشرفت هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و سیاستگذاری دولتها در حال وقوع است و در نتیجه، هیچ تضمینی وجود ندارد که این فناوری در آینده به آسیبهای فاجعهبار منجر نشود.
بر اساس گزارش اولیه «هیات مستقل بینالمللی علمی سازمان ملل درباره هوش مصنوعی» که چهارشنبه ۱۰ تیر منتشر شد، سیاستگذاران با چالشی فزاینده روبهرو هستند؛ از یک سو، تدوین مقررات موثر برای هوش مصنوعی به شواهد علمی معتبر نیاز دارد و از سوی دیگر، سرعت دستیابی به این شواهد از آهنگ تحول این فناوری عقب مانده است.
یوشوا بنجیو، رییس مشترک این هیات که از ۴۰ کارشناس از مناطق مختلف جهان تشکیل شده، گفت: «توانمندیهای هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و توانایی دولتها برای سازگاری در حال پیشرفت هستند.»
او افزود: «با افزایش شواهد درباره رفتارهای فریبکارانه هوش مصنوعی، علم در حال حاضر نمیتواند تضمین کند که با ادامه رشد قابلیتهای این فناوری، هوش مصنوعی چه بهطور مستقل و چه در نتیجه سوءاستفاده کاربران مخرب، موجب آسیبهای فاجعهبار نخواهد شد.»
رویترز نوشت هدف این گزارش که نخستین ارزیابی مستقل جهانی از چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی توصیف شده، ارائه تازهترین یافتههای علمی است تا به دولتها برای تصمیمگیری درباره سامانههای در حال تحول هوش مصنوعی کمک کند.
بر اساس این گزارش، توسعه سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور (Agentic AI) در کوتاهمدت شتاب خواهد گرفت؛ سامانههایی که میتوانند وظایف واقعی را بهصورت مستقل و با حداقل دخالت انسان انجام دهند.
با این حال، محدودیتهای مربوط به تامین انرژی و کمبود دادههای باکیفیت ممکن است سرعت رشد را کاهش دهد.
این هیات همچنین پیشبینی کرد در بلندمدت، هوش مصنوعی خودبهبودگر (Self-Improving AI) بیش از پیش در بخشهای مختلف اقتصاد ادغام شود و همگرایی آن با فناوریهایی مانند رایانش کوانتومی و زیستفناوری شتاب بگیرد.
پیشتر در ۱۶ اردیبهشت، بنیاد دفاع از دموکراسیها هشدار داد جمهوری اسلامی به یکی از تهاجمیترین کاربران هوش مصنوعی در جنگ، فریب و سرکوب تبدیل شده است.
چالشها و فرصتهای پیشرو
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه گزارش خود اعلام کرد هوش مصنوعی اکنون در استدلالهای پیشرفته در حوزههای ریاضیات و علوم به سطحی همتراز با متخصصان رسیده و روند توسعه داروها و واکسنها را نیز شتاب بخشیده است.
همچنین پیچیدگی وظایفی که این فناوری قادر به انجام آنهاست، هر چهار تا هفت ماه دو برابر میشود. این موضوع میتواند به سامانههای هوش مصنوعی امکان دهد کارهایی را که انجام آنها برای انسان چند روز یا چند هفته زمان میبرد، در مدت کوتاهتری به پایان برسانند.
بر اساس این گزارش، هرچند این پیشرفتها میتواند منافع اقتصادی چشمگیری به همراه داشته باشد، هنوز روشن نیست افزایش بهرهوری ناشی از بهکارگیری هوش مصنوعی به رشد فراگیر اقتصادی منجر خواهد شد یا پیامدهایی برای بازار کار رقم خواهد زد.
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه، مجموعهای از نگرانیهای ایمنی درباره هوش مصنوعی را مطرح کرد و نسبت به خطر از دست رفتن کنترل بر این فناوری هشدار داد، زیرا سامانههای هوش مصنوعی «بهطور فزایندهای خودمختار و فریبکار» میشوند.
در این گزارش آمده است هوش مصنوعی هماکنون برای تولید اطلاعات نادرست و دیگر محتوای زیانبار به کار گرفته میشود و در صورت سوءاستفاده میتواند به ابزاری برای کلاهبرداری، حملات سایبری و حتی ایجاد تهدیدهای زیستی تبدیل شود.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با اشاره به چالشهای موجود در این زمینه، از دولتها خواست هرچه سریعتر دست به اقدام بزنند.
او در بیانیهای گفت: «جهان نمیتواند چیزی را که قادر به درک آن نیست، بهطور موثر اداره کند.»
گوترش افزود: «ظرفیتهای این فناوری بسیار زیاد است، اما خطرهای آن نیز واقعی است و هزینه تعلل در این مسیر بیشتر میشود.»
روزنامه گاردین تیر ۱۴۰۴ گزارش داد گروههای تروریستی از هوش مصنوعی برای جذب نیرو و تامین مالی عملیات خود بهره میگیرند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.