معترضان دی در «جهنم» زندان تهران بزرگ گیر افتادهاند

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از وضعیت وخیم بازداشتشدگان اعتراضهای دیماه در زندان تهران بزرگ است.

اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از وضعیت وخیم بازداشتشدگان اعتراضهای دیماه در زندان تهران بزرگ است.
شاهدان عینی گفتند زندانیان به آب گرم، جای خواب کافی و دارو دسترسی ندارند و در معرض انواع بیماریها قرار گرفتهاند.
چند نفر از زندانیان امنیتی در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش زندان تهران بزرگ، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، وضعیت نگهداری معترضان دیماه در این زندان را شرح دادند.
ساس، کفخوابی و بیماری
بر اساس روایت معترضان بازداشتشده، تعداد زندانیان در ماههای اخیر دستکم دو برابر بیشتر از ظرفیت هر بند بوده است.
هر بند زندان تهران بزرگ ۱۵ اتاق ۱۵ تخته دارد و هر اتاق شامل پنج تخت سه طبقه است.
زندانیان معمولا یکی از تختها را تبدیل به آشپزخانه میکنند و خوراکی و نان را روی آن میچینند. بنابراین تنها ۱۴ تخت برای خواب باقی میماند: یعنی ۲۱۰ نفر به تخت دسترسی دارند اما مسئولان، در این فضا حدود ۵۰۰ نفر را میگنجانند.
در هر اتاق ۱۵ تخته، حداقل ۳۰ نفر حضور دارند و همین باعث شده نیمی از زندانیان «کفخواب» شوند و شبها در کریدورها بخوابند.
این شاهدان، وضعیت بهداشت و نظافت تهران بزرگ را «فاجعه» توصیف کردند: «فضایی پر از ساس، شپش، انواع حشرات، ویروس و میکروب ...»
یکی از شاهدان گفت: «ساس از سر و کول زندانیان بالا میرود و همه در معرض ابتلا به انواع بیماریها هستند .... به دلیل ازدحام زیاد، اگر یک نفر بیمار شود، بلافاصله تمام بند مریض میشوند. مثلا یک ویروس سرماخوردگی، همه را از پا میاندازد.»
از طرف دیگر، بهداری زندان بسیار ناکارآمد و دسترسی به دارو محدود است.
یکی از زندانیان سابق گفت: «خانوادهها به هزار بدبختی به بازداشتیها دارو میرساندند و همان هم عموما بین همه تقسیم میشود. چون بهداری عملا کاری انجام نمیدهد. فقط اگر کسی واقعا رو به مرگ باشد او را به بهداری منتقل میکنند.»
پیش از این هم شماری از زندانیان سابق، پس از آزادی از زندان تهران بزرگ درباره وضعیت ناگوار این زندان اطلاعرسانی کرده بودند.
در یک نمونه، رسول هویدا، پیراپزشک و از درویشان گنابادی که سال ۹۷ دوران محکومیتش را در این زندان میگذارند، درباره «تراکم جمعیت بسیار بالای زندان» در بندهای عمومی هشدار داده و گفته بود حتی بعضی از زندانیها مجبورند داخل راهروهای بند و ورودی سرویس بهداشتی بخوابند.
او همچنین به امکانات پزشکی و اقلام دارویی بسیار ناچیز، غیر استریل بودن بهداری و کمبود پزشک و کادر درمان اشاره کرده بود.
نبود آب آشامیدنی کافی
یکی از بحرانهای همیشگی زندان، نبود وسایل گرمایشی در زمستان و سرمایشی در تابستان است.
در کنار اینها، در زندان تهران بزرگ خبری از آب آشامیدنی پاکیزه نیست.
به گفته منابع ایراناینترنشنال، زندانیان آب را خودشان از فروشگاه زندان میخرند اما همین حالا و در میانه تابستان، گاهی فروشگاه آب معدنی نمیآورد و ممکن است تا سه روز آب تمیز برای آشامیدن به دست زندانیان نرسد.
بسیاری که تحمل چنین شرایطی را ندارند، مجبورند از آب خود زندان استفاده کنند که بیماریزاست.
گاهی از غذا خبری نیست
زندانیان در بندهای یک، دو و چهار تیپ شش تهران بزرگ، وضعیت غذای زندان را هم «فاجعه و فاقد کیفیت» توصیف کردند.
به گفته آنها همین غذا هم گاهی ارائه نمیشود؛ یعنی هر چند روز یکبار، یک یا حتی دو وعده، خبری از غذای زندان نیست.
شانزدهم تیر نیز زندانیان سیاسی بند شش این زندان از قطع آب، خاموش شدن کولرها و بسته شدن حمامها خبر داده و گفته بودند این اقدامات برای «اعمال فشار» بر آنان انجام شده است.
آنها تاکید کرده بودند ملاقاتهای روز سهشنبه نیز لغو و حق ملاقات از آنان گرفته شده است.
مشکل حمام و سرویسهای «غیر بهداشتی»
شماری از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ به ایراناینترنشنال گفتند اساسا در حمام، آب گرم و نظافت وجود ندارد و چه زمستان و چه تابستان، همیشه آب سرد است.
به گفته آنها، وقتی به مسئولان زندان یا تیپ اعتراض میشود، در پاسخ میگویند امکان تامین آب گرم ندارند و زندانیان باید با همین شرایط کنار بیایند.
از طرف دیگر، در بسیاری از روزهای هفته، چاه توالتها گرفته است.
یکی از شاهدان عینی گفت: «یکبار به مدت سه روز، توالتها قابل استفاده نبودند. کار به جایی رسید که زندانیان هنگام سرشماری اعتراض کردند. مسئولان زندان مجبور شدند کسی را بفرستند تا چاه دستشوییها را باز کند.»
به گفته او، در حمام و دستشویی، مواد شوینده به قدر کافی وجود ندارد، پتوها و فرشها و ظرفها همه کثیف هستند و برای همین، خیلیها دچار بیماری پوستی مسری «گال» میشوند.
هواخوری اجباری زیر آفتاب و دمای ۴۰ درجه
یکی دیگر از معترضان زندانی در زندان تهران بزرگ، به مشکل «هواخوری اجباری» اشاره کرد.
این زندان که در ۳۲ کیلومتری جنوب تهران، در بخش فشافویه شهرستان ری قرار دارد، در منطقهای بیابانی است و در تابستان به شدت گرم میشود.
مسئولان زندان در هوای بسیار گرم تابستان، زندانیان را مجبور میکنند هر روز دستکم دو ساعت در محوطهای آزاد و بدون سقف، زیر آفتاب بمانند.
به گفته این شاهد عینی، این وضعیت در زمستان هم برقرار است: «در سرما حتی اگر یخ میزدی هم اجازه نمیدادند به داخل بند برگردی.»
در چنین شرایطی و با وجود شمار بازداشتشدگان بیش از ظرفیت زندان، قوه قضاییه جمهوری اسلامی حاضر به پذیرش وثیقه برای آزادی موقت معترضان تا زمان برگزاری دادگاه نیست.
چالش «ارزیها» و «شعبهایها»
زندانیان زندان تهران بزرگ همواره از دسترسی به ابتداییترین حقوق خود محروم بودهاند، اما با افزایش شمار افراد محبوس در این زندان پس از انقلاب ملی ایرانیان، این بحران شدیدتر شده است.
تا پیش از نوروز، دو زندان تهران بزرگ و اوین بود که بازداشتیهای پایتخت را پذیرش میکرد.
شماری از معترضان که در بازداشتگاههای امنیتی نامشخص مانند یک-الف حضور داشتند هم بعد از مدتی به تهران بزرگ منتقل میشدند که ظرفیت بیشتری داشت.
در آن هفتهها، زندان اوین هم پر شده بود و بعضی از زندانیان آن به تهران بزرگ منتقل شدند.
همه این موارد باعث شد شمار زندانیان، بسیار بیشتر از فضای زندان شود و معترضان بازداشتی با وضعیتی به مراتب وخیمتر از حالت عادی مواجه شوند.
یکی از افرادی که دیماه بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد، به ایراناینترنشنال گفت پیش از نوروز، سه بند یک، دو و چهار از تیپ شش این زندان را به «بچههای اعتراضی» اختصاص داده بودند.
به گفته او، کلیدواژه سیستم قضایی برای این معترضان «ارزی» بود.
مشخص نیست که چرا مقامها و دستاندرکاران قوه قضاییه جمهوری اسلامی، معترضان بازداشتشده دیماه را با این ادبیات خطاب میکنند.
در همان روزهای بازداشتهای گسترده دیماه، «ارزیها» در سه بندی اسکان یافتند که پیشتر متعلق به زندانیانی با جرایمی مانند «مصرف مواد مخدر» یا «سرقت» بود.
در زندان اوین، معمولا خود زندانیان سیاسی یا معترضان، مسئولیت اداره بند را بر عهده دارند.
با این حال در این سه بند تهران بزرگ، وکیل بند و انتظامات از معترضان بازداشتشده نیستند، بلکه افرادی با اتهامات سرقت و مواد مخدر، اداره بندها را بر عهده دارند. افرادی که در ادبیات زندان، آنها را «شعبهای» خطاب میکنند.
یکی از شاهدان عینی توضیح داد: «برخی از شعبهایها درکی از وضعیت اعتراضات دی نداشتند و حتی اگر در لفظ به معترضان میگفتند هوایتان را داریم، اما در عمل با معترضان بازداشتی رفتارهایی بد و توهینآمیز داشتند و با آنها درگیر میشدند. افسر نگهبان هم البته با آنها همراهی میکرد.»
به گفته او، «این دسته از شعبهایها، گاهی توطئه میچیدند تا یکی از بازداشتیها را بکشند».
به گفته این شاهد عینی، زندانیان غیرسیاسی در یک مورد، درگیری بزرگی راه انداختند و به دو نفر از معترضان چاقو زدند؛ بهطوری که دست یک نفر از آنها دچار جراحاتی جدی و شدید شد.
این شاهد عینی تاکید کرد بسیاری از بازداشتیها اغلب بسیار جوان و در سنین پایین هستند و مواجهه با چنین فضایی باعث شده در شرایط روحی بسیار بدی قرار بگیرند.
۷۰۰ نفر از کارگران پیمانکاری معدن زغالسنگ طَزَره (از زیرمجموعههای شرکت زغالسنگ البرز شرقی) در استان سمنان در جریان اعتصابی دو روزه خواستار پرداخت فوری مطالبات معوقه، اجرای تعهدات پیمانکاران قبلی و بهبود وضعیت ایمنی و رفاهی خود شدند.
خبرگزاری ایلنا نوشت کارگران پیمانکاری این معدن در جریان اعتصاب دو روزه خود، شنبه و یکشنبه ۲۰ و ۲۱ تیر، با ابراز نگرانی از تاخیر در پرداخت دستمزد خردادماه، خواستار ثبات در فرآیندهای مالی این واحد معدنی جهت پیشگیری از انباشت معوقات مزدی در ماههای آینده شدند.
اعتصاب کارگران پیمانکاری معدن طرزه در شرایطی یکشنبه ادامه یافت که کارفرما روز قبل از آن، بخشی از بدهیهای بیمهای خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخته بود.
به نوشته ایلنا، در پی این اقدام، مشکل خدمات درمانی دفترچههای بیمه کارگران به صورت موقت مرتفع شد اما کارگران خواستار حل ریشهای مشکلات بیمه تکمیلی خود هستند.
این خبرگزاری اشاره کرد که بخش دیگری از مشکل کارگران، مربوط به طلب سنوات پرداختنشده پیمانکار سابق است.
کارگران همچنین خواستار ورود مستقیم مسئولان شرکت ذغالسنگ البرز شرقی برای نظارت بر تامین تجهیزات ایمنی باکیفیت و حفظ سلامت جان معدنکاران هستند.
اعتصاب و تجمع جمعی از کارگران بخش کارخانه و ماشینآلات راهآهن در کرج
کانال تلگرامی «پژواک کار ایران»، متعلق به کنفدراسیون کار ایران-خارج از کشور، گزارش داد که جمعی از کارگران بخش کارخانه و ماشینآلات راهآهن در کرج روزهای شنبه و یکشنبه، در اعتراض به پرداخت نشدن دستمزدها، معوقات مزدی و حق بیمه، دست از کار کشیدند و تجمع کردند.
به گفته این کارگران، در جریان تجمع شنبه، «نیروهای انتظامی و مسئولان مربوطه» با حضور در محل، از کارگران خواستند برای پرداخت مطالبات خود تا یکشنبه فرصت بدهند اما با عملی نشدن این وعده، کارگران یکشنبه نیز بار دیگر برای ادامه اعتراضات خود تجمع کردند. در این روز نیز برخی مسئولان محلی و مدیران مربوطه از کارگران خواستند چند روز دیگر به مسئولان فرصت دهند.
بر اساس این گزارش، کارگران معترض اعلام کردهاند که از سال ۱۴۰۳ تاکنون، حق بیمه ۱۴ ماه آنان پرداخت نشده و علاوه بر آن، مطالباتی از جمله حقوق معوقه و مزایایی مانند عیدی نیز همچنان پرداخت نشده است.
آنها همچنین میگویند در پاسخ به پیگیریهایشان، به آنان اعلام شده که راهآهن تنها مطالبات پیمانکار را پرداخت میکند و مسئولیتی در قبال مطالبات مستقیم کارگران نمیپذیرد.
در سالیان اخیر، اعتراضها و اعتصابهای کارگری در مناطق مختلف ایران روندی رو بهرشد داشته است. پرداخت نشدن بهموقع دستمزدها و حق بیمه مهمترین دلیل این اعتراضها و اعتصابهای کارگری بوده است.
اخراج کارگران، سطح پایین دستمزدها، و خصوصیسازی واحدهای صنعتی از دیگر دلایل این اعتراضها و اعتصابها محسوب میشوند.
انتشار «فهرست انتقام» در روزنامه همشهری، حاوی نام و تصویر رهبران آمریکا، اسرائیل و اروپا، واکنش مقامها و رسانههای غربی را برانگیخت. ایتالیا در حال بررسی امنیتی این موضوع است و رسانههای آلمان و بریتانیا آن را تهدیدی مستقیم از سوی جمهوری اسلامی دانستهاند.
روزنامه ایتالیایی رپوبلیکا یکشنبه ۲۱ اردیبهشت گزارش داد دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی این کشور در حال بررسی این موضوعاند که چه اشخاص یا نهادهایی پشت انتشار این تصویر قرار داشتهاند و آیا موضع روزنامه با نظر رهبران جمهوری اسلامی هماهنگ بوده است.
این روزنامه نوشت احضار سفیر جمهوری اسلامی در رم نیز یکی از گزینههای مورد بررسی عنوان شده، اما تصمیم نهایی به نتیجه تحقیقات بستگی دارد.
روزنامه همشهری، از ارگانهای رسانهای شهرداری تهران، که زیر نظر علیرضا زاکانی، سیاستمدار محافظهکار و نزدیک به جبهه پایداری فعالیت میکند، شنبه تصویری حاوی عکس ۱۳ نفر از رهبران جهانی از جمله جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا منتشر و ادعا کرد این افراد در فهرست انتقام جمهوری اسلامی قرار دارند.
در صدر این فهرست، عبارت «جنایتکاران آرزوی مرگی آرام را به گور خواهند برد» دیده میشود. این جمله بخشی از تازهترین بیانیه رهبر کنونی جمهوری اسلامی پس از دفن علی خامنهای، رهبر پیشین است. زیرِ این عنوان، تصاویر دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با لباس نارنجی زندانیان در آمریکا و نشانه هدفگیری روی پیشانیشان منتشر شده است.
وزرای خارجه و جنگ آمریکا، فرمانده سنتکام، وزرای دفاع و خارجه اسرائیل، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل و سفیر آمریکا در اسرائیل، همراه با کییر استارمر، نخستوزیر مستعفی بریتانیا، فردریش مرتس، صدراعظم آلمان و امانوئل مکرون، رییسجمهوری فرانسه، دیگر شخصیتهایی هستند در فهرست روزنامه همشهری به «انتقام حتمی» تهدید شدهاند.
به نوشته رپوبلیکا در کاخ نخستوزیری ایتالیا سطح هوشیاری بالا رفته است. ملونی علنا واکنش مستقیمی نشان نداده، اما آنتونیو تاجانی، وزیر خارجه، گفته است او مرعوب چنین تهدیدهایی نخواهد شد و احتمال احضار سفیر ایران را نیز رد نکرده است.
روزنامه رپوبلیکا با اشاره به اینکه خط مشی روزنامه همشهری بازتابدهنده دیدگاههای مدیریت شهری تهران به رهبری زاکانی است، تاکید کرده که هنوز مشخصی نیست آیا میان این روزنامه و ساختار حاکمیتی در ایران ارتباط مستقیمی وجود دارد و آیا مقامهای عالیرتبه جمهوری اسلامی مواضع منتشرشده در این روزنامه را تایید میکنند یا نه.
رپوبلیکا میگوید دولت ایتالیا پس از انتشار این تصویر رویکردی محتاطانه در پیش گرفته است. یکی از دلایل این احتیاط آن است که سرویسهای اطلاعاتی ایتالیا از مدتها پیش کانال ارتباطی مستقیمی با تهران دارند که آن را باثبات و قابل اعتماد میدانند و مایل نیستند این کانال، بهویژه در شرایط جنگ و تنش منطقهای، از بین برود.
روزنامه بیلد آلمان: فراخوان مُلاها برای قتل مرتس
روزنامه آلمانی و محافظهکار بیلد، در گزارش خود، بر خلاف رپوبلیکا، فاصله چندانی میان جمهوری اسلامی و روزنامه همشهری بهعنوان ارگان رسانهای یکی از جناحهای تندروی حاکمیت قائل نشده و انتشار این تصویر را تهدیدی مستقیم از سوی «حکومت ملاها» صورتبندی کرده است.
بیلد این روزنامه را رسانهای «نزدیک به حکومت» و «تریبون تندروها» معرفی میکند. سپس به سابقه محمدباقر قالیباف، مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی در مذاکرات هفتههای گذشته با آمریکا، در مدیریت همشهری اشاره میکند و او را از قدرتمندترین چهرههای حکومت و فردی مؤثر در تماسهای جمهوری اسلامی با آمریکا میخواند.
این روزنامه آلمانی نوشته است که وجود تصویر مرتس در این فهرست ترور «تصادفی» نیست، زیرا صدراعظم این کشور در ماههای گذشته بهتندی از جمهوری اسلامی انتقاد کرده است.
در این گزارش به انتقاد کمسابقه صدراعظم آلمان از عملکرد داخلی جمهوری اسلامی در زمستان سال گذشته اشاره شده است. مرتس پس از کشتار گسترده معترضان در ۱۸ و ۱۹ دی گفت حکومت ایران «عملا به پایان رسیده» است و احتمالا بهزودی سقوط خواهد کرد. بیلد نتیجه گرفته است که این مواضع احتمالا مرتس را از انگاه تندروهای جمهوری اسلامی به یک «دشمن سیاسی» تبدیل کرده است.
تلگراف: فهرستی از اهداف انتقام
روزنامه بریتانیایی تلگراف نیز در گزارشی، انتشار این تصویر را به پیام مجتبی خامنهای، رهبر کنونی جمهوری اسلامی، پیوند میدهد. خامنهای شنبه ۲۰ تیر در پیامی به مناسبت دفن پدرش، علی خامنهای، نوشت انتقام او خواست ملت است و «بهطور حتمی باید صورت بگیرد».
مجتبی خامنهای همچنین به وجود «فهرست جنایتکاران» اشاره کرد: «این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیلشان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد. آنها باید بدانند که این امر، متوقف بر وجود شخص من یا سایر مسئولان نیست.»
هرچند در مطلب روزنامه تلگراف به حضور کییر استارمر در میان دیگر شخصیتها تاکید دارد، اما صحبتی از واکنش رسمی دفتر نخستوزیری یا وزارت خارجه بریتانیا منتشر نشده است.
در اسرائیل، رسانههای تایمز آو اسرائیل و شبکه خبری آی۲۴ که به دیدگاههای دولت نتانیاهو نزدیک است، تصویر روزنامه همشهری را با عنوان «فهرست انتقام» بازتاب دادند و حضور نتانیاهو، مقامهای نظامی و دیپلماتیک اسرائیل و علامت هدفگیری روی تصویر نتانیاهو را برجسته کردند، اما تا زمان انتشار این گزارش واکنش رسمی جداگانهای از سوی دولت اسرائیل ارائه نشده است.
تهدید رهبران آمریکا، اسرائیل و اروپا به انتقام و مرگ بابت کشته شدن علی خامنهای در مراسم هفتروزه تشییع جنازه او شدت گرفت. در این مراسم دستنوشتهها و بیلبوردهای بسیاری حاوی درخواست کشتن ترامپ در دست شرکتکنندگان دیده شد و شخصیتهای سیاسی نزدیک به تندروهای جمهوری اسلامی در سخنرانیها و اظهار نظرهای خود طی یک هفته گذشته بر این موضوع تاکید کردند.
این تهدیدهای فزاینده ترامپ را به واکنش واداشت. او شامگاه جمعه ۱۹ تیر با انتشار پستی در شبکه اجتماعی خود، تروثسوشال، نوشت اگر حکومت ایران برای ترور من اقدام کند، هزاران موشک دیگر به سوی ایران شلیک خواهد شد.
با اوج گرفتن دما در روزهای گذشته و تنها چند روز پس از پایان مراسم هفتروزه تشییع و تدفین علی خامنهای، شهروندان در نقاط مختلف ایران از افزایش قطعیهای برق بدون اطلاع قبلی و همچنین افت ولتاژ و قطع شدن یک فاز شبکه برق خبر میدهند.
مقامهای صنعت برق، علاوه بر افزایش دما و رشد مصرف سامانههای سرمایشی، حملات آمریکا و اسرائیل را عامل فشار بر شبکه معرفی میکنند. محمد الهداد، مدیرعامل شرکت توانیر، یکشنبه ۲۱ تیر در ملاقات با ۱۵ نماینده مجلس گفت در جریان جنگ ۴۰روزه بیش از دو هزار نقطه از شبکه برق ایران آسیب دید و حدود چهار هزار و ۲۰۰ مگاوات از توان شبکه برق کاهش یافت. او خسارتهای وارد شده به شبکه و تجهیزات صنعت برق ایران را بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان برآورد کرد.
سخنگوی شرکت توزیع نیروی برق مشهد اعلام کرد از روز یکشنبه ۲۱ تیر، خاموشیهای نوبتی در بخش خانگی این شهر اعمال میشود. او افزایش دمای هوا و ضرورت «حفظ پایداری شبکه» را دلیل اجرای مدیریت اضطراری بار عنوان کرد.
در تهران نیز کامبیز ناظریان، مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ، گفت نیاز مصرف برق استان در ۲۰ تیر از مرز ۱۰ هزار مگاوات عبور کرده است. به گفته او، به ازای هر درجه افزایش دما و استفاده بیشتر از وسایل سرمایشی، حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ مگاوات به بار شبکه برق تهران افزوده میشود؛ رقمی که معادل مصرف برق حدود ۲۵۰ هزار خانوار است.
هرچند ناظریان تاکید کرد شبکه برق تهران با وجود افزایش مصرف، در وضعیت پایدار قرار دارد، اما روایت شهروندان و گزارشهای رسانههای داخلی تصویری متفاوت ارائه میدهد. خبرگزاری ایسنا شنبه ۲۰ تیر به نقل از مخاطبان خود گزارش داد برق در مناطقی از تهران، از جمله محدوده خیابانهای ولیعصر، مطهری و قائممقام فراهانی، حدود چهار ساعت قطع شده است.
وبسایت دیجیاتو نیز شنبه ۲۰ تیر از قطعی گسترده و بدون اعلام قبلی برق در برخی مناطق تهران خبر داد. بر اساس این گزارش، خاموشیها از حدود ساعت ۱۱ و ۳۰ دقیقه، همزمان با اوج گرمای روز، آغاز شد و در بعضی مناطق بیش از چهار ساعت ادامه یافت. پیگیریهای این رسانه از وزارت نیرو نیز بینتیجه ماند.
مدیرعامل شرکت توزیع نیروی برق استان تهران گفته است این استان از ۲۰ تیر به مدت دستکم هشت هفته با اوج بار تابستانی روبهرو خواهد بود و برنامههای مدیریت مصرف باید با «تمام ظرفیت» اجرا شوند.
تشدید قطع برق با ورود سراسر این به گرمترین روزهای تابستان همزمان است. رییس مرکز ملی پیشبینی سازمان هواشناسی هشدار داده است که دمای هوا در شهرهای جنوبی ایران ممکن است در روزهای پیشرو به ۵۰ درجه سانتیگراد و بیشتر برسد. این وضعیت قطعی برق و توقف سامانههای سرمایشی را برای شهروندان، بهویژه سالمندان، بیماران و کودکان، خطرناکتر میکند.
روایت شهروندان از خاموشیهای چندساعته
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال از گسترش قطعیهای برق در چندین استان حکایت دارد. شهروندانی در آبادان گفتهاند در اوج گرما روزانه حدود چهار ساعت برق ندارند و قطعیها بدون اطلاع قبلی رخ میدهد.
شهروندانی فولادشهر و زرینشهر اصفهان نیز گزارش دادهاند که در یک هفته گذشته، برق از ساعت ۱۱ شب به مدت حدود دو ساعت قطع میشود. شهروندی از قم هم نوشته است برق محل سکونتش روزانه دو تا سه بار قطع میشود.
یک شهروند از ملایر با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال گفت برق محل سکونتش یکشنبه ۲۱ تیر حدود چهار ساعت قطع بوده است.
یک کاربر در کرمان تصویری از پیام شرکت توزیع برق منتشر کرد که نشان میداد اطلاعرسانی درباره خاموشی، ۴۵ دقیقه پس از قطع شدن برق انجام شده است؛ موضوعی که عملا امکان برنامهریزی برای خاموش کردن وسایل حساس یا آماده شدن برای قطعی را از شهروندان گرفته است.
شهروندی در خوزستان نیز در شبکه اجتماعی ایکس نوشت برق محل سکونتش ابتدا از ساعت یک و ۳۰ دقیقه تا سه و ۳۰ دقیقه بعدازظهر، همزمان با اوج گرما، قطع شد و کمی بعد نیز بار دیگر از ساعت چهار و ۴۵ دقیقه تا پنج و ۲۰ دقیقه برق نداشتند. به گفته او، همزمان با خاموشی برق، خطوط تلفن و اینترنت نیز قطع شده است.
در برخی مناطق، شهروندان میگویند خاموشی تنها به شبکه عمومی محدود نمیشود و کنتورهای هوشمند نیز مصرف برخی خانهها را محدود میکند. یکی از ساکنان روستایی در شهرستان عباسآباد مازندران به ایراناینترنشنال گفت چند ماه پیش اداره برق کنتورهای برق روستای آنها را تعویض و کنتورهای هوشمند نصب کرد. به گفته او، با آغاز فصل گرما بلافاصله بعد از روشن کردن کولر، برق تمام خانه برای دو تا سه ساعت قطع میشود، در حالی که خانههای همسایه همچنان برق دارند.
گزارشی از بیمارستان میلاد تهران نیز نگرانیها درباره تاثیر قطعی و محدودیت برق بر مراکز درمانی را افزایش داده است. یکی از اعضای کادر درمان این بیمارستان با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت درست پس از مراسم تدفین خامنهای دستور دادند که دستگاههای خنککننده بیمارستان خاموش شود و مدتی از پنکه استفاده شد، اما پنکهها نیز بعدا خاموش شدند. او شرایط کار کارکنان را در گرمای بیمارستان «جهنم» توصیف کرد.
کسبوکارها زیر فشار مضاعف
قطعیهای برق تنها بخش خانگی و خدماتی را تحت تاثیر قرار نداده است؛ بلکه در پی ماهها رکود اقتصادی و تعطیلیهای پیاپی، کسبوکارها را با فشارهای بیشتری روبهرو کرده است.
پیامهایی از کارکنان مجتمع تجاری امرالد استار در شرق تهران از قطعی برق این مجموعه در عصر شنبه ۲۰ تیر خبر میدهند و شهروندی از قشم نیز گفته است قطع برق به تعطیلی بازار درگهان منجر شده است.
آرمان خالقی، دبیرکل خانه صنعت، معدن و تجارت، یکشنبه ۲۱ تیر گفت محدودیت تامین برق واحدهای صنعتی به دو روز در هفته افزایش یافته است و احتمال دارد، مانند سال گذشته، این محدودیت به ساعات عصر تا نیمهشب نیز گسترش پیدا کند.
او افزود پیشنهاد شده است روزهای خاموشی صنایع بهعنوان روز تعطیل واحدهای تولیدی در نظر گرفته شود تا بخشی از خسارت ناشی از توقف تولید جبران شود، اما این پیشنهاد تاکنون اجرایی نشده است.
دستکاری ولتاژ و شبکه برق
علاوه بر خاموشی کامل، شماری از شهروندان از افت و نوسان ولتاژ و قطع شدن تنها بخشی از برق ساختمانها خبر دادهاند. یک شهروند تهرانی در ایکس نوشت: «در وضعیت هم برق داریم هم برق نداریم به سر میبریم؛ یک فاز برق ساختمان قطع میشود.»
قطع شدن یک فاز در ساختمانی که برق آن میان سه فاز تقسیم شده، از نظر فنی ممکن است. در چنین وضعیتی، واحدها یا بخشهایی که به فاز قطعشده متصل هستند کاملا بیبرق میشوند، در حالی که برق سایر واحدها یا قسمتهای ساختمان همچنان برقرار میماند.
در عین حال، ممکن است تجهیزات سهفاز ساختمان مانند برخی آسانسورها، پمپهای بزرگ آب، موتورخانهها و سامانههای تهویه مرکزی از کار بیفتند. اگر این تجهیزات فاقد رله کنترل فاز و حفاظت مناسب باشند، ممکن است موتور آنها دیگر روشن نشود، با توان کمتر کار کند، صدای غیرعادی ایجاد کند، جریان بیشتری بکشد و بر اثر افزایش دما آسیب ببیند یا بسوزد.
شهروند دیگری در اینکس نوشت: «امروز سر کار دو ساعت برق رفت، پنج بار کنتور پرید. آخرش سیستم را میخواستم روشن کنم، میگفت جان مادرت نه.»
چنین وضعیتی میتواند ناشی از خاموش و روشن شدن مکرر شبکه یا افت ولتاژ باشد.
نوسان ولتاژ پیامدهای مشخصی برای وسایل برقی دارد. هنگام افت یا افزایش ولتاژ، چراغها کمنور یا پرنور میشوند، ممکن است دستگاههایی مانند مودم، تلویزیون و کامپیوتر بهطور مکرر خاموش و روشن شوند، تجهیزات الکترونیکی هنگ کنند یا اطلاعات ذخیرهشده در آنها آسیب ببیند.
افت ولتاژ بهویژه برای وسایل دارای موتور و کمپرسور، از جمله یخچال، فریزر، کولر گازی، پمپ آب و ماشین لباسشویی خطرناک است. این دستگاهها ممکن است برای روشن شدن جریان بیشتری بکشند، بیش از حد گرم شوند و به سیمپیچ، کمپرسور یا برد الکترونیکی آنها آسیب وارد شود.
افزایش ناگهانی ولتاژ نیز میتواند موجب سوختن منبع تغذیه، بردهای الکترونیکی، خازنها و لامپها شود. تکرار این نوسانها، حتی اگر وسیلهای بلافاصله نسوزد، عمر مفید آن را کاهش میدهد.
پیامدهای خاموشی و نوسان برق تنها به خسارت وسایل خانگی محدود نیست. فساد مواد غذایی، توقف پمپ آب، گرفتار شدن افراد در آسانسور، از کار افتادن تجهیزات پزشکی خانگی، قطع اینترنت و ارتباطات و دشوار شدن سرمایش خانهها در گرمای شدید از دیگر تبعات آن است. در موارد شدید، داغ شدن سیمها، جرقه و خرابی اتصالات میتواند خطر آتشسوزی را نیز افزایش دهد.
در پی انتشار خبر درگذشت لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه آمریکا، شماری از شهروندان در پیامهای ارسالی به ایراناینترنشنال از او بهعنوان یکی از حامیان مردم ایران و جنبش آزادیخواهی یاد کردند.
سناتور گراهام در جریان اعتراضهای دیماه سال گذشته و پس از آن، بارها از خیزش مردم ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت کرد. او همچنین در گردهمایی «روز جهانی اقدام» که ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ برگزار شد، حضور یافت. حضور او در این مراسم از سوی حامیان جنبش اعتراضی ایران نشانهای از پشتیبانی سیاسی او از معترضان تلقی شد، هرچند مواضع گراهام درباره ایران همواره در چارچوب رویکرد سختگیرانه و مداخلهگرایانهاش در سیاست خارجی آمریکا قرار داشت.
بسیاری از مخاطبان با اشاره به مواضع گراهام در حمایت از معترضان ایرانی، نوشتند از شنیدن خبر درگذشت او شوکه و متاثر شدهاند و ابراز امیدواری کردند آرمان مشترک او و مردم ایران برای رسیدن به آزادی تحقق یابد.
شهروندان در پیامهای خود از او تحت عنوان «دوستی واقعی» برای ایران وایرانیان یاد کردند.
یکی از مخاطبان سناتور گراهام را مردی «آزادیخواه و میهنپرست» توصیف کرد که به گفته او برای آزادی مردم در کشورهای دیگر نیز تلاش میکرد.
یکی از مخاطبان نوشت در روزهایی که مطالبات مردم ایران در میان بازیهای سیاسی، مناقشهها و جنگها به حاشیه رانده میشد، لیندزی گراهام صدای آنان بود و نقشی کلیدی در دیدهشدن مردم ایران و شنیدهشدن خواستههایشان در عرصه بینالمللی ایفا کرد.
به گفته مخاطبان، حمایتهای او در دشوارترین روزهای اعتراضات و زمانی که جامعه جهانی در برابر کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه سکوت کرده بود، برای مردم امیدبخش بوده است.
شهروندی به مقایسه واکنش افکار عمومی نسبت به درگذشت گراهام و مرگ علی خامنهای پرداخت و نوشت بسیاری از ایرانیان از درگذشت سناتور آمریکایی اندوهگین شدهاند، در حالی که از مرگ رهبر جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی کردهاند.
مخاطب دیگری هم عنوان کرد سناتور گراهام صدای بیصدایانی همچون مردم ایران و اوکراین بود و قطعا مخالفان بسیاری از سوی جمهوری اسلامی و روسیه داشته است.
شماری از شهروندان در پیامهای خود نوشتند برافراشتن پرچم شیر و خورشید از سوی لیندزی گراهام در تجمع ۱۴ فوریه ایرانیان، از صحنههایی است که هرگز آن را فراموش نخواهند کرد.
گراهام، در کنار حمایت صریح از جنبش آزادیخواهی مردم ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، از چهرههای باسابقه جریان اصلی و ساختار تثبیتشده سیاست آمریکا به شمار میرفت.
او طی بیش از دو دهه حضور در سنا، در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا نفوذ داشت و از برجستهترین حامیان رویکرد مداخلهگرانه آمریکا، حضور نظامی گسترده در جهان، تقویت ائتلافهایی چون ناتو و حمایت نظامی از متحدانی مانند اسرائیل و اوکراین بود.
گراهام همچنین سالها از اعمال فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دفاع میکرد. حامیانش این مواضع را لازمه بازدارندگی و رهبری جهانی آمریکا میدانستند، اما منتقدانش این رویکرد را جنگطلبانه میخواندند و معتقد بودند ممکن است به گسترش درگیریها، افزایش کشتههای غیرنظامی و بیثباتی بیشتر در خاورمیانه بینجامد.
مایک اوانز، تحلیلگر آمریکایی، در مقالهای در روزنامه اورشلیمپست هشدار داد تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» و وعده انتقام در مراسم تشییع علی خامنهای، دیکتاتور پیشین ایران، نشان میدهد ایدئولوژی جمهوری اسلامی و تهدیدهای ناشی از آن همچنان پابرجاست.
اوانز در این مقاله که یکشنبه ۲۱ تیر منتشر شد، نوشت بسیاری از رسانههای غربی ماهیت این مراسم را بهدرستی درک نکردهاند، زیرا تشییع خامنهای صرفا مراسم خاکسپاری رهبر پیشین جمهوری اسلامی نبود، بلکه «تاکید دوباره بر ایدئولوژیای بود که انقلاب اسلامی را از سال ۱۳۵۷ به پیش رانده است».
او افزود تکرار شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» نشان میدهد تقابل حکومت ایران با آمریکا و اسرائیل پس از کشته شدن خامنهای پایان نیافته و نادیده گرفتن این شعارها یا تقلیل آنها به یک نمایش سیاسی، به معنای نادیده گرفتن نزدیک به پنج دهه تاریخ جمهوری اسلامی است.
به نوشته این تحلیلگر، بسیاری از آمریکاییها همچنان جمهوری اسلامی را حکومتی میدانند که صرفا در پی تامین منافع متعارف ژئوپولیتیکی خود است، اما این برداشت چیزی جز «یک سوءتفاهم بنیادین» نیست.
اوانز تاکید کرد اقدامات شرکتکنندگان در مراسم خامنهای «صرفا فوران احساسات یک جمعیت خشمگین نبود»، بلکه اعلام موضع جریانی بود که نزدیک به نیمقرن هویت خود را بر پایه دشمنی با ایالات متحده و نابودی اسرائیل بنا کرده است.
در روزهای اخیر و همزمان با مراسم تشییع و دفن جنازه دیکتاتور پیشین ایران، مقامها، رسانهها و حامیان جمهوری اسلامی بارها از «گرفتن انتقام خون» خامنهای سخن گفته و بهویژه خواستار ترور دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شدهاند.
محسن رضایی، مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی، ۲۱ تیر گفت انتقام «بخشی از مسیر انقلاب» است و ترامپ و نتانیاهو به دلیل عبور از «خطوط قرمز» جمهوری اسلامی باید با «تنبیهی قاطع و متناسب» روبهرو شوند.
علی مطهری، نایبرییس پیشین مجلس، نیز ۲۱ تیر تهدید کرد «روحیه انتقام از دشمنان و خونخواهی رهبر و فرماندهان نظامی در میان همه مسلمانان وجود دارد» و «دشمنان همیشه باید نگران انتقام و قصاص باشند».
او همچنین اضافه کرد: «انتقام اصلی آزاد کردن قدس است.»
هشدار درباره پیامدهای مصالحه با حکومت ایران
اوانز در ادامه مقاله خود در اورشلیمپست، به نقش جمهوری اسلامی در بمبگذاری سال ۱۹۸۳ بیروت که به کشته شدن ۲۴۱ نظامی آمریکایی انجامید، پرداخت.
به گفته این تحلیلگر، واکنش ناکافی آمریکا پس از آن حمله، رهبران جمهوری اسلامی را به این نتیجه رساند که تروریسم و گروگانگیری اهرمهایی موثر برای اعمال فشار هستند و آمریکا در نهایت به «مصالحه» تن میدهد.
او نوشت این برداشت به یکی از مهمترین پیروزیهای راهبردی جمهوری اسلامی تبدیل شد و حکومت ایران را برای ادامه استفاده از تروریسم بهعنوان ابزاری جهت پیشبرد اهداف خود جسورتر کرد.
اوانز هشدار داد کسانی که تصور میکنند حکومت ایران پس از چند دهه، صرفا بهدلیل تغییر رهبران، انجام مذاکرات یا تجربه شکستهای نظامی از سیاست انتقامجویانه و تعهد ایدئولوژیک خود دست خواهد کشید، «در توهمی خطرناک» به سر میبرند.
او تاکید کرد هدف جمهوری اسلامی همچنان نابودی اسرائیل، از میان بردن نفوذ آمریکا در خاورمیانه و صدور انقلاب اسلامی به سراسر منطقه است.
به نوشته این تحلیلگر، اگرچه تاکتیکها، زمانبندی و شیوههای حکومت ایران ممکن است تغییر کند، اما اهداف راهبردی آن طی بیش از ۴۵ سال گذشته بدون تغییر باقی مانده است.
۲۰ تیر، ترامپ هشدار داد اگر جمهوری اسلامی تهدید خود را درباره «ترور یا تلاش برای ترور» رییسجمهوری آمریکا عملی کند، ایالات متحده با قاطعیت واکنش نشان خواهد داد.
او افزود دستورالعملهای لازم در این رابطه از پیش صادر شده و هزار موشک آماده شلیک به سوی ایران هستند.