جزییات اختصاصی ایراناینترنشنال از دیدار پزشکیان با مجتبی خامنهای در صندلی عقب یک خودرو

ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی درباره جزییات دیدار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، با مجتبی خامنهای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، دست یافته است.

ایراناینترنشنال به اطلاعاتی اختصاصی درباره جزییات دیدار مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، با مجتبی خامنهای، سومین رهبر جمهوری اسلامی، دست یافته است.
این اطلاعات نشان میدهد پزشکیان، مجتبی خامنهای را در صندلی عقب یک خودرو و در مکانی نامعلوم ملاقات کرده است. پزشکیان در میانه اردیبهشت ماه، در نشستی با نمایندگان اصناف، گفت دیداری دو ساعتونیمه با مجتبی خامنهای داشته است.
او گفت این دیدار «در فضایی صمیمی» برگزار شده است.
اما منابع ایراناینترنشنال میگویند پس از درخواستهای مکرر پزشکیان و تهدید او به استعفا، دفتر مجتبی خامنهای با این دیدار موافقت کرد. بااین حال، به پزشکیان اطلاع داده شد که برخلاف روال معمول، ملاقات در اقامتگاه همیشگی رهبر انجام نخواهد شد.
بر این اساس، محافظان پزشکیان او را به مکانی مخفی در نقطهای نامعلوم در تهران بردند تا در صندلی عقب یک خودرو تجاری با شیشههای دودی با مجتبی خامنهای دیدار کند.
بهگفته این منابع گفتوگوی آنها تنها چند دقیقه طول کشید و پس از آن، از رییس دولت چهاردهم خواسته شد محل را ترک کند.
محافظان مجتبی خامنهای در این دیدار به پزشکیان اجازه ندادند با او دست بدهد. ملاقات در شرایطی انجام شد که دو طرف فقط میتوانستند صدای یکدیگر را بشنوند.
بهگفته منابع، این اتفاقها باعث خشم مسعود پزشکیان شد و او چنین رفتاری را تحقیرآمیز تلقی کرد.
بهگفته برخی در دفتر ریاست جمهوری، پزشکیان پس از بازگشت این پرسش را مطرح کرد که آیا فردی که در صندلی عقب خودرو با او ملاقات کرده، واقعا رهبر جمهوری اسلامی بوده است یا خیر؛ زیرا فقط صدای او را شنیده بود.
مشخص نیست این سخن ریشه در خشم پزشکیان داشته یا او واقعا درباره هویت فردی که با او دیدار کرده، دچار تردید شده است.
بهگفته منابع ایراناینترنشنال، پزشکیان اخیرا درخواست دیدار دیگری با مجتبی خامنهای، این بار در اقامتگاه رهبر، را مطرح کرده است؛ اما این درخواست فعلا رد شده است.
از حدود پنج ماه پیش که مجلس خبرگان مجتبی خامنهای را بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی برگزید، تاکنون هیچ فایل صوتی یا ویدیویی از او منتشر نشده است.
وبسایت روزنامه همشهری یکشنبه ۱۱ مرداد با انتشار ویدیویی کوتاه مدعی شد سرویسهای اطلاعاتی خارجی میتوانند با محاسبه انرژی صوتی، تحلیل فرکانس شبکه برق و بررسی نویزهای پسزمینه، فایل صوتی مجتبی خامنهای را ردیابی و مخفیگاه او را پیدا کنند.
در این ویدیو همچنین گفته شد سازمانهای جاسوسی خارجی میتوانند با تحلیل رزونانس مجرای صوتی، به میزان جراحت یا اضطراب مجتبی خامنهای پی ببرند؛ ادعایی که به تردیدها درباره وضعیت سلامت او دامن زد.
بهرغم آنکه ترامپ سه هفته پیش گفت به احتمال ۹۰ درصد مجتبی خامنهای کشته شده است، نخستوزیر اسرائیل بهتازگی اعلام کرد که او زنده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۸ تیرماه در مصاحبه با برنامه اینترنتی «ماجرای جنگ» گفت: «در این دوره مجتبی خامنهای را ندیدهام و فقط افراد معدودی با او ملاقات کردهاند.«
یک روز بعد، مسعود پزشکیان در یک سخنرانی گفت شمار دیدارها با مجتبی خامنهای افزایش یافته است.
در همین حال، محمد باقر خرازی، برادر همسر مسعود خامنهای، دیگر فرزند علی خامنهای در ویدیویی که دوشنبه ۱۲ مرداد در شبکههای اجتماعی منتشر شد، گفت که هبر جمهوری اسلامی رسما و علنا هشدار داده که اگر مسعود پزشکیان بار دیگر استعفا کند، استعفای او را خواهد پذیرفت. خرازی همچنین از قصد مجتبی خامنهای برای ایجاد تغییراتی در شورای عالی امنیت ملی خبر داد.
خرازی با اشاره به اینکه مسعود پزشکیان ۲۸ بار استعفا کرده و یا تهدید کرده که از مقام خود کناره خواهد گرفت، گفت:«رهبر انقلاب (مجتی خامنهای) نوشتند یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را میپذیریم. رسما اعلام کردند و به خاطر همین هم اینها کاسه و کوزه شان را جمع کردند، فتیله را پایین کشیدند و دیگر تهدید به استعفا نکردند.»
یک منبع آگاه در ایران ۱۰ خرداد به ایراناینترنشنال خبر داده بود که مسعود پزشکیان، رییس دولت، با ارسال نامهای رسمی به دفتر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، خواستار کنارهگیری از سمت خود شد.
محمد باقر خرازی در بخش دیگری از صحبتهای خود از قصد مجتبی خامنهای برای اعمال تغییراتی در تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی خبر داد.
او گفت رهبر انقلاب میخواهند شورای عالی امنیت ملی را تغییر دهند. آقای ذوالقدر را جابهجا کنند، آقای محسن رضایی جای ایشان برود. به آقای عراقچی هم گفتند حق مداخله در مذاکرات را به هیچ عنوان نداری.»
خرازی گفت: «ایشان سفت به میدان آمده است. شما حاج آقا مجتبی را نمیشناسید. پدرش قائد شهید اگر بود کمی تعارف داشت اما او اصلا تعارف ندارد.»
محمد باقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران، گفت مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی رسما و علنا هشدار داده که اگر مسعود پزشکیان بار دیگر استعفا کند، استعفای او را خواهد پذیرفت. خرازی همچنین از قصد مجتبی خامنهای برای ایجاد تغییراتی در شورای عالی امنیت ملی خبر داد.
او که برادر همسر مسعود خامنهای، دیگر فرزند علی خامنهای است، در ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، توضیح نداد مجتبی خامنهای که از زمان کشته شدن علی خامنهای در ۹ اسفند و انتخاب بهعنوان جانشین او، هرگز در انظار عمومی دیده نشده و جز چند متن مکتوب، هیچ ویدیو و صدایی از او نیز منتشر نشده چه زمانی و خطاب به چه کسانی بهصورت رسمی و علنی این هشدار را داده است.
خرازی با اشاره به اینکه مسعود پزشکیان ۲۸ بار استعفا کرده و یا تهدید کرده که از مقام خود کناره خواهد گرفت، گفت:«رهبر انقلاب (مجتی خامنهای) نوشتند یک بار دیگر پزشکیان استعفا کند، استعفایش را میپذیریم. رسما اعلام کردند و به خاطر همین هم اینها کاسه و کوزه شان را جمع کردند، فتیله را پایین کشیدند و دیگر تهدید به استعفا نکردند.»
یک منبع آگاه در ایران ۱۰ خرداد به ایراناینترنشنال خبر داد که مسعود پزشکیان، رییس دولت، با ارسال نامهای رسمی به دفتر مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، خواستار کنارهگیری از سمت خود شد.
او که به شرط ناشناس ماندن با ایراناینترنشنال گفتوگو کرد، گفت که پزشکیان در این نامه که ۱۰ خرداد ارسال شده، با لحنی کمسابقه و انتقادی هشدار داده بود که ساختار اداره کشور در عمل از مسیرهای رسمی خارج شده و بخشهای اصلی حاکمیت تحت کنترل کامل طیفی خاص از فرماندهان سپاه پاسداران قرار گرفته است.
پزشکیان در این نامه تاکید کرده بود که رییسجمهوری و دولت در عمل از روند تصمیمگیریهای کلان و حیاتی کشور کنار گذاشته شدهاند و خلاء ناشی از این وضعیت، زمینه را برای در دست گرفتن امور از سوی جریانهای افراطی در سپاه پاسداران فراهم کرده است.
او همچنین تصریح کرده بود که در چنین شرایطی امکان اداره دولت و انجام مسئولیتهای قانونی خود را ندارد و به همین دلیل خواستار کنارهگیری فوری شده است.
خبر استعفای پزشکیان بعدا از سوی نزدیکان او و دیگر مقامات و رسانههای حکومتی تکذیب شد. با این حال این نخستین بار نبود که اخباری مبنی بر قصد پزشکیان برای استعفا از ریاست جمهوری منتشر میشد.
رییس دولت چهاردهم در جمهوری اسلامی، چهارشنبه ۲۴ بهمن ۱۴۰۳ در یک سخنرانی در بوشهر، خبر استعفای خود را تکذیب کرد.
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی ریاستجمهوری، نیز در ۳۰ آبان ۱۴۰۴ گزارشها درباره استعفای مسعود پزشکیان از ریاست دولت را «شایعه» خواند و آنها را تکذیب کرد.
جابهجاییهای جدید در شورای عالی امنیت ملی؟
محمد باقر خرازی در بخش دیگری از صحبتهای خود از قصد مجتبی خامنهای برای اعمال تغییراتی در تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی و شورای عالی امنیت ملی خبر داد.
او گفت رهبر انقلاب میخواهند شورای عالی امنیت ملی را تغییر دهند. آقای ذوالقدر را جابهجا کنند، آقای محسن رضایی جای ایشان برود. به آقای عراقچی هم گفتند حق مداخله در مذاکرات را به هیچ عنوان نداری.»
خرازی گفت: «ایشان سفت به میدان آمده است. شما حاج آقا مجتبی را نمیشناسید. پدرش قائد شهید اگر بود کمی تعارف داشت اما او اصلا تعارف ندارد.»
از زمان کشته شدن علی خامنهای در ۹ اسفند ۱۴۰۴ و معرفی مجتبی خامنهای بهعنوان جانشین او، جز در یک مورد استثنایی، هیچ حکمی از سوی رهبر جدید برای انتصاب فرماندهان جدید نیروهای مسلح جمهوری اسلامی صادر نشده است.
تنها استثناء در این زمینه به حکمی مربوط میشود که براساس آن محسن رضایی، بهعنوان مشاور نظامی رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است آن هم در شرایطی که یحیی رحیمصفوی، مشاور نظامی علی خامنهای در جریان جنگ کشته نشد و هنوز زنده است.
بهنظر میرسد در غیاب مجتبی خامنهای و حضور موثر او در تصمیمگیریها، روند عزل و نصب فرماندهان نظامی در جمهوری اسلامی در سکوت تغییر کرده است.
اظهارات محمد باقر خرازی درباره تصمیمات مجتبی خامنهای در حالی منتشر شده که روزنامه همشهری در ویدئویی تلاش کرده است منتشر نشدن هیچ فایل صوتی از مجتبی خامنهای را با خطر شناسایی محل اختفای او از سوی سرویسهای اطلاعاتی توجیه کند.
این رسانه وابسته به شهرداری تهران نوشته حتی یک صدای ضبط شده میتواند اطلاعاتی درباره مکان، زمان، تجهیزات و وضعیت جسمانی گوینده در اختیار نهادهای اطلاعاتی قرار دهد.
همشهری این ویدئو را در پاسخ به پرسشی منتشر کرده که چرا از فردی که در آن «رهبر سوم» جمهوری اسلامی خوانده شده، تاکنون هیچ صدایی در دسترس عموم قرار نگرفته است. محور اصلی پاسخ این روزنامه آن است که لایههای پنهان یک فایل صوتی ممکن است به ردیابی گوینده و محل ضبط منجر شود.
تخریب شبانه و زمخت جدولهای پیادهرو در خیابان سنایی تهران با پتکهای ماموران شهرداری، فراتر از یک لجاجت ساده با پوشش اختیاری یا یک اقدام اصلاحی شهری بود. این رخداد را باید در لایهای عمیقتر، یعنی در چارچوب نزاع شهروندان برای تمرین حق خود از شهر تحلیل کرد.
طی ماههای گذشته، خیابان سنایی شاهد جنبوجوش شبانه جوانان در پیادهرو و کافهها بود؛ شهروندانی که حق انتخاب پوشش را غیرقابل واگذاری به غیر و از بدیهیات زیست شهری میدانند.
این پدیده تقابلی آشکار میان مردم و ساختار قدرت است. مردم خواهان تولید فضایی دموکراتیک هستند و قدرت، فضا را صرفا بهعنوان ابزاری برای کنترل و بازتولید ایدئولوژی خود میخواهد.
در چند سال اخیر، پوشش اختیاری زنان در ابعاد وسیعی از جامعه مورد پذیرش قرار گرفته و تا حد زیادی عادیسازی شده است، اما این حضور در جریان سیال روزمرگی، خصلتی گذرا دارد.
زنی که بدون حجاب اجباری در مترو، بازار یا معابر تردد میکند، تصویری از یک مقاومت فردی است که در بافت متکثر شهر حل میشود.
حکومت اگرچه با این تصویر زاویه دارد، اما بهدلیل پراکندگیاش، از توان برخورد فیزیکی و حذف تکتک این قابهای پیشرو در فضای گذرای شهر برخوردار نیست.
اما جغرافیای خیابان سنایی از این تصویر انفرادی گذرا فراتر رفت. این راسته به تبلور عینی مفهوم حق شهروند از شهر یا «حق به شهر» که در کتاب مشهور هنری لفور، فیلسوف و جامعهشناس فرانسوی، آمده، بدل شد.
«حق به شهر» یعنی حق شهروند برای تغییر، بازآفرینی و تصاحب فضای شهری بر اساس نیازها و سلایق خود.
سنایی صرفا معبر افراد آزاداندیش نیست، بلکه به یک فضای زیسته تبدیل شده که در آن بیاعتنایی به ایدئولوژی رسمی، برای خود صاحب فرم، اقتصاد، شبکه اجتماعی و ساختار است.
صندلینشینیهای طولانی، کافهها در مقام حوزههای عمومی کوچک و طنین موسیقی خیابانی، نافرمانی مدنی را از یک پوشش مجرد به یک جغرافیای همبستگی ارتقا داد.
در واقع، شهروندان با حضور فعال خود، فضا را از معنای دیکتهشده حکومتی تخليه کردند و به آن هویتی مدنی و تکثرگرا بخشیدند.
دقیقا در همین نقطه از تولید فضا است که حساسیت حاکمیت از لایه فرهنگی به لایه امنیتی و سخت، تغییر مکان میدهد.
از منظر جامعهشناسی شهری، حکومتها همواره از فضاهای شهری غیراقتدارگرا که پتانسیل بالایی برای سازماندهی جمعی و تعاملات کنترلنشده دارند، هراسانند.
پلمب کافهها بهصورت متوالی و در نهایت کوبیدن پتک بر جدولها در حقیقت تلاش حکومت برای پاتوقزدایی و سلب مالکیت عمومی از فضا بوده است.
حاکمیت با حذف فیزیکی امکان نشستن، تجمع و گفتوگو، تلاش میکند تا این فضای پویا و روایی را دوباره به همان تصاویر متفرق سیال تقلیل دهد.
ساختار قدرت میخواهد پیادهرو صرفا یک دالان عبوری خنثی باشد، نه بستری برای تمرین زیست جمعی آزادانه.
تجربه خیابان سنایی بهوضوح نشان میدهد که بازپسگیری پیادهروها با پتک، نه جنگ با صندلی و جدول، بلکه تلاشی برای سرکوب روایت حق شهروند از شهر و سبک زندگی ملازم آن بوده است تا اراده شهروندان در بازآفرینی فضای زندگیشان ناکام بماند.
همزمان با بسیج امکانات عمومی از سوی جمهوری اسلامی برای اربعین، شهروندان از کمبود کالا، اختلال در حملونقل و فشار بر خدمات عمومی خبر دادند. استانها یکی پس از دیگری اعلام تعطیلی میکنند. تا زمان تنظیم این گزارش، ایلام، بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان، ۱۴ مرداد تعطیل شدند.
شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، گفتند امکانات درمانی، حملونقل و خدمات رفاهی در خدمت مراسم حکومتی اربعین که سهشنبه ۱۳ مرداد است، قرار گرفتهاند.
به گفته آنها، برگزاری این مراسم با کمبود برخی کالاهای اساسی، اختلال در حملونقل عمومی و فشار بر خدمات شهری، همراه شده است.
از سوی دیگر، مقامات استانی در ایلام اعلام کردند بهدلیل تداوم موج گرما، افزایش دمای هوا، رشد تردد زائران اربعین و ضرورت مدیریت مصرف انرژی، این استان چهارشنبه ۱۴ مرداد تعطیل است.
استانهای بوشهر، خوزستان، قم، کرمانشاه و هرمزگان نیز به دلایل مشابه ۱۴ مرداد را تعطیل اعلام کردند.
پیرحسین کولیوند، رییس جمعیت هلال احمر، ۲۸ تیرماه اعلام کرد برای مراسم اربعین «به میزان کافی دارو و تجهیزات تهیه و ارسال» شده است و پنج بیمارستان در مسیر نجف تا کربلا با حضور پزشکان ایرانی «به زائران خدماترسانی خواهند کرد».
این در حالی است که در ماههای اخیر، شماری از شهروندان در پیامهایی به ایراناینترنشنال از کمبود و افزایش قیمت دارو خبر دادند و گفتند این وضعیت روند درمان بسیاری از بیماران را با اختلال جدی مواجه کرده است.
نسخهپیچ یک داروخانه در تهران، در پیامی به ایراناینترنشنال گفت بیماران برای تامین قرصهای بیماری قلبی به قیمت یک میلیون و ۳۰۰ هزار تومان، باید مدت زمانی را صرف جمعآوری پول کنند تا بعد بتوانند داروهایشان را تهیه کنند.
کمبود ناوگان حمل و نقل
مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند در اربعین امسال سه میلیون و ۲۴۰ هزار نفر شرکت داشتند که کماکان یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفرشان در عراق هستند.
ستاد مرکزی اربعین از شرکتکنندگان در مراسم خواست حین بازگشت به کشور، حتما در موکبهای تعبیه شده استراحت کنند.
شهروندی از کرمانشاه در همین راستا نوشت: «در این وضعیت گرانی و بیحوصلگی، شهر پر شده از حامیان حکومت و زائران. در سراسر شهر برایشان موکب زدهاند و جای خواب، صبحانه و ناهار و شام رایگان نیز در اختیارشان گذاشتهاند.»
برخی شهروندان نیز از کمبود در ناوگان حملونقل بینشهری خبر دادهاند.
یکی از آنها گفت تمام اتوبوسهای بینشهری برای پیادهروی اربعین اختصاص داده شدهاند و به همین دلیل تا هفته آینده هیچ بلیت اتوبوسی از تهران به مقصد شهرهای شمال غربی و غرب کشور، پیدا نمیشود.
شهروند دیگری از جنوب کشور تاکید کرد یازدهم تیر هیچ اتوبوسی به مقصد بوشهر وجود نداشته و شرکتهای مسافربری به مسافران گفتهاند همه اتوبوسها به اجبار برای مراسم اربعین به شلمچه اعزام شدهاند و برای رفتوآمد سایر شهروندان، امکاناتی در نظر گرفته نشده است.
گزارشهایی نیز از کمبود مواد غذایی در برخی شهرها به دست ایراناینترنشنال رسیده است.
مخاطبی از خرمآباد خبر داد بیشتر نانواییهای این شهر با کمبود آرد روبهرو هستند و به گفته نانوایان، بخش زیادی از آرد برای اربعین به عراق ارسال شده است.
از الیگودرز نیز گزارش شده که کمبود تخممرغ، سیبزمینی و پیاز بهشدت افزایش یافته و شهروندان علت آن را جمعآوری این اقلام برای موکبهای اربعین عنوان کردهاند.
یک شهروند از شهرکرد گفت قیمت میوه در روزهای اخیر بهشدت افزایش یافته است.
به گفته او، در حالی که بسیاری از مردم توان خرید میوه ندارند، بهترین محصولات برای مراسم اربعین اختصاص داده شده و همزمان، قیمتها نیز افزایش یافته است.
«فکرش را هم نمیکردم کمتر از ۱۵ روز بعد حکم لغو اسکان بگیرم» زینب، دانشجوی ورودی ۱۴۰۲، وقتی تصویر تعدادی از دانشجویان در تجمع داخل دانشگاه منتشر شد، فکرش را هم نمیکرد که کمتر از ۱۵ روز بعد، بدون آنکه حتی در کمیته انضباطی حاضر شود، حکم لغو اسکان خوابگاه دریافت کند.
او میگوید شکایتش برای اعتراض به این حکم راه به جایی نبرده است. حالا بهدلیل گرانی هزینه اجاره، همراه چهار دانشجوی دیگر اتاق کوچکی با دو تخت را در منزل یکی از همکلاسیهایش اجاره کردهاند.
زینب تنها یکی از دانشجویانی است که در ماههای اخیر با برخوردهای انضباطی و محدودیتهای دانشگاهی مواجه شده است؛ دانشجویانی که از اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، محرومیت از تحصیل و حذف از خوابگاه میگویند.
صدها دانشجو در دانشگاههای مختلف با احکام انضباطی روبهرو شدند
در دانشگاههای الزهرا، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید بهشتی، تهران و خواجه نصیر، صدها دانشجو با احکام مختلف روبهرو شدهاند؛ احکامی که شامل اخراج، تعلیق، ممنوعالورودی، لغو اسکان خوابگاه و محرومیت از تحصیل بوده است.
در میان این دانشجویان، کسانی هستند که میگویند بدون حضور در کمیتههای انضباطی برایشان حکم صادر شده و فرصت دفاع از خود را پیدا نکردهاند.
دانشجویان میگویند این برخوردها تنها به احکام دانشگاهی محدود نمانده و همزمان با آن، فشارهایی از مسیرهای دیگر نیز به آنها وارد شده است.
انتشار تصاویر و اطلاعات شخصی؛ روایت دانشجویان از کانالهای تلگرامی
همزمان با تشکیل پروندههای انضباطی، دانشجویان از فعالیت کانالهای تلگرامی میگویند که تصاویر و اطلاعات شخصی آنها را منتشر کردهاند.
بهگفته دانشجویان، در برخی موارد اطلاعاتی مانند نام، کد ملی، شماره شناسنامه، تاریخ تولد، محل تولد، آدرس، شماره تلفن همراه و حتی اطلاعات اعضای خانواده آنها منتشر شده است.
دانشجویان میگویند این اطلاعات تنها در اختیار دانشگاهها قرار دارد و انتشار آنها این احتمال را ایجاد کرده که اطلاعات شخصی از طریق دسترسی به سامانههای دانشگاهی در اختیار گردانندگان این کانالها قرار گرفته باشد.
آنها میگویند شکایت از این کانالها که اطلاعات شخصیشان را منتشر کردهاند، تاکنون به نتیجهای نرسیده است.
یکی از این کانالها پس از انتشار تصاویر دانشجویان نوشته بود: «ما منتظر نمیمانیم تا خدا شما را بعد از مرگ مجازات کند؛ پاسخ اعمالتان را در همین دنیا، همین شهر و همین دانشگاه خواهیم داد.»
دانشجویان این پیام را تهدید جانی میدانند و میگویند سکوت مسئولان دانشگاه در برابر چنین تهدیدهایی، باعث ادامه یافتن این روند شده است.
«به جای پاسخ به شکایت، به کمیته انضباطی احضار شدم»
علیرضا، دانشجوی کارشناسی ارشد یکی از دانشگاههای استان تهران، میگوید پس از انتشار تصویرش در یکی از کانالهای تلگرامی، خانوادهاش نیز با تهدید روبهرو شدند.
او میگوید پس از انتشار تصویرش و تهدید خانواده به اخراج از محل کار، از گردانندگان این کانال شکایت کرد.
اما بهگفته او، به جای دریافت پاسخ از مراجع قضایی، سه روز بعد به کمیته انضباطی احضار شد و حکم تعلیق دو ترم گرفت.
علیرضا میگوید یک ماه از شکایتش گذشته اما هنوز هیچ پاسخی از سوی مراجع قضایی دریافت نکرده است.
تصویری قدیمی که به پرونده انضباطی تبدیل شد
ساجده نیز یکی از دانشجویانی است که میگوید انتشار یک تصویر باعث تشکیل پرونده برای او شد.
او میگوید در جریان اعتراضات دیماه در بیمارستان بستری بوده، اما یکی از کانالهای تلگرامی تصویری از او منتشر کرده که مربوط به اعتراضات دانشجویی سال گذشته دانشگاهش بوده است.
بهگفته ساجده، همین تصویر نامشخص باعث شد کمیته انضباطی بدون حضور او حکم تعلیق صادر کند.
او میگوید مدارک پزشکی ارائه کرده اما مدیر گروه به او گفته است: «از دست ما خارج است؛ گفتن دانشگاه رو غربالگری کنیم.»
فشارهایی که از دانشگاه به خانوادهها رسید
مادر یکی از دانشجویانی که در تهران تحصیل میکند، میگوید پس از انتشار تصویر فرزندش در یکی از کانالها، اطلاعات شخصی او، پدر و برادرش نیز منتشر شد.
بهگفته او، چند روز بعد مدیر بانک محل کارش در قزوین او را فراخواند و گفت تماس گرفتهاند که دیگر در آنجا کار نکند.
او میگوید مدیر بانک از او خواسته بود تعهدنامهای امضا کند که در آن متعهد شود به جمهوری اسلامی و اصول آن پایبند میماند تا امکان ادامه همکاری فراهم شود.
این مادر میگوید: «چارهای جز پذیرش آن نداشتم.»
«هر بار یکی بسته میشود، یکی دیگر مثل قارچ بیرون میآید»
یکی دیگر از دانشجویانی که نامش در کانالهای تلگرامی منتشر شده، میگوید همه این کانالها را گزارش کردهاند، اما هر بار که یکی بسته میشود، کانال دیگری فعالیتش را آغاز میکند.
او که پس از اعتراضات دیماه بازداشت و بهتازگی آزاد شده، میگوید پس از آزادی و انتشار تصویرش، پدرش از محل کارش در شهرداری اخراج شد.
به گفته او، بدون اطلاع قبلی برای پدرش قطع همکاری صادر شد.
«دانشگاه را غربالگری میکنند»
یک فعال دانشجویی میگوید روندی که در دانشگاهها جریان دارد، تلاشی برای تغییر فضای دانشگاه و حذف دانشجویان و استادان معترض است.
او میگوید از زمان آغاز جنبش مهسا، اهرمهای امنیتی و کانالهای تلگرامی برای فشار بر دانشجویان فعال شدهاند تا صدای اعتراض در دانشگاهها خاموش شود.
بهگفته او، همزمان با این برخوردها، دانشگاهها پذیرش هزاران دانشجوی خارجی از کشورهای آفریقایی، چین، روسیه، عراق و پاکستان را ادامه دادهاند؛ اقدامی که از نگاه او با هدف نمایش عادی بودن شرایط دانشگاهها انجام میشود.
شماری از شهروندان در واکنش به لغو حمله آمریکا به مواضع جمهوری اسلامی، از رفتارهای چندگانه دونالد ترامپ با مقامهای باقیمانده حکومت ابراز نارضایتی کردند و آن را بخشی از «بازی تکراری تهدید-مذاکره» خواندند.
شهروندی از شیراز با اشاره به مواضع ناپایدار رییسجمهوری آمریکا گفت آقای ترامپ با رفتار «شلکن سفتکن» خود، به سرعت در حال از دست دادن محبوبیتش بین ایرانیان است و جمهوری اسلامی هم به توهم قدرت رسیده است.
او تاکید کرد جنگ اینچنین بینتیجه و فرسایشی که حکومت را هدف قرار ندهد، «فشاری بیدلیل» بر مردم است.
مخاطب دیگری از کرج گفت: «یکی از ترامپ بپرسد دقیقا فازش از این همه تغییر موضع و تغییر حرف چیست؟»
سه رسانه آمریکایی ۹ مرداد بهنقل از چند منبع مطلع گزارش دادند آمریکا و اسرائیل در حال برنامهریزی برای یکی از شدیدترین کارزارهای بمباران تا به امروز علیه اهداف زیرساختی مرتبط با انرژی در ایران هستند و این حملات ممکن است ۱۰ و ۱۱ مرداد انجام شود.
با این حال رییسجمهوری آمریکا شامگاه ۱۰ مرداد اعلام کرد به درخواست جمهوری اسلامی و برخی از کشورهای منطقه و به شرط دسترسی سریع به توافقی که بر اساس آن تنگه هرمز کاملا و فورا باز و تهدید هستهای تهران برطرف شود، از «حملهای گستردهتر از هر حمله دیگر بعد از جنگ جهانی دوم» چشم پوشیده است.
تهدید حمله به زیرساختها بینتیجه است
برخی شهروندان به تهدیدهای تکراری ترامپ درباره هدف قرار دادن زیرساختها اشاره کردند.
مخاطبی گفت این دست حملات، تغییری در مواضع جمهوری اسلامی ایجاد نمیکند، چون «سران حکومت ایرانی نیستند که دلشان به حال کشور بسوزد».
شهروندی دیگر به «بازی تکراری ترامپ» اشاره کرد و گفت: «تهدید حمله شدید به زیرساختها و پلها در آخر هفته میشود؛ نیمه شب یا میانجیگرها تماس میگیرند و منصرفش میکنند، یا با مذاکرهکنندگان خوبی در حال مذاکره هستند و مذاکره بسیار خوب پیش میرود.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس دوشنبه ۱۲ مرداد در گزارشی تحلیلی به مرور مواضع رییسجمهوری آمریکا در قبال جمهوری اسلامی پرداخت و لغو حمله برنامهریزیشده اخیر پس از تهدید به حملات گسترده را بخشی از یک «الگوی تکراری» در جنگ با ایران خواند.
این رسانه نوشت در موارد پیشین حملات چند ساعت یا چند روز بعد از سر گرفته شدند.
کاری که جمهوری اسلامی میکند التماس است نه مذاکره
بخش دیگری از پیامهای مخاطبان، به بینتیجه بودن فرایند توافق و مواضع جمهوری اسلامی در برابر تهدید ترامپ به حمله و خبرهای مذاکره اختصاص یافته است.
شهروندی گفت آمریکا آنقدر «مشاجره و کشمکش پوچ» با جمهوری اسلامی انجام داد که این «فرقه تبهکار» را «بسیار وقیح و پررو» کرد.
مخاطبی دیگر ترامپ را خطاب قرار داد و گفت: «شما چطور گول یک حکومت قاتل و دروغگو را میخورید؛ در صورتی که پشت بلندگوهایشان اعلام میکنند میخواهیم ترامپ و نتانیاهو را اعدام و اموالشان را به نفع جمهوری اسلامی مصادره کنیم.»
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۱۲ مرداد در نشستی خبری گفت «مذاکرهای با آمریکا وجود ندارد»، بلکه مذاکرات با عمان بر سر موضوع «تردد ایمن از تنگه هرمز» در حال انجام است.
شهروندی در واکنش به این رویکرد گفت: «آقای بقائی درست میگوید. کاری که جمهوری اسلامی میکند التماس است، نه مذاکره.»
چند شهروند دیگر نیز با ادبیاتی مشابه، به رویکرد «التماسی» جمهوری اسلامی در مواجهه با آمریکا اشاره کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت: «فکر کن بزنند رهبرت را بکشند، بعد با لباس مشکی بروی پیش همان کشوری که رهبرت را کشته برای توافق. یعنی آخر خار و خفیف شدن همین است.»
آقای ترامپ، فریب این شیادان کودککش را نخور
برخی پیامها به شدت گرفتن روند اعدامها و تلاش حکومت برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه اشاره کردند؛ در شرایطی که جمهوری اسلامی در ضعیفترین وضعیت ممکن است.
شهروندی گفت ای کاش ترامپ همزمان با اعلام آتشبس، از جمهوری اسلامی میخواست روند اعدامها را هم متوقف کند.
مخاطبی دیگر اشاره کرد جمهوری اسلامی ۴۷ سال است مردم خودش را سرکوب و اعدام کرده، کشتار به راه انداخته و مردم را با دین فریب داده است.
او افزود: «واقعا جای تاسف دارد که آقای ترامپ فریب این شیادان کودککش و جوانکش را میخورد.»
شمار دیگری از شهروندان نیز تاکید کردند بزرگترین سلاح ایرانیان در مواجهه با حکومت، نه امید محض به ترامپ یا جنگ، بلکه اطمینان و اعتماد ۱۰۰ درصدی به «شجاعت معترضان» است.
مخاطبی در همین زمینه نوشت: «امید ما به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، اتحاد و همبستگی مردم داخل و خارج و ایمان به حقیقت و پیروزی است.»