حدود ۷۰ زندانی سیاسی زن از زندان قرچک به زندان اوین منتقل شدند

حدود ۷۰ تن از زندانیان سیاسی زن که پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در جریان جنگ ۱۲ روزه، به زندان زنان قرچک منتقل شده بودند، به بند شش زندان اوین منتقل شدند.

حدود ۷۰ تن از زندانیان سیاسی زن که پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در جریان جنگ ۱۲ روزه، به زندان زنان قرچک منتقل شده بودند، به بند شش زندان اوین منتقل شدند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، انتقال این زندانیان سیاسی صبح پنجشنبه ۱۷ مهرماه با چند دستگاه اتوبوس و با حضور گسترده نیروهای امنیتی انجام گرفت.
منابع ایراناینترنشنال گفتهاند زندانیان در پنج اتاق بند شش تقسیم شدهاند و اتاق ششم به گروهی از زنان با اتهامات مالی اختصاص یافته که در ادبیات زندان «رای کار» خوانده میشوند.
یک منبع نزدیک به خانوادههای زندانیان به ایراناینترنشنال گفت: «زندانیان سیاسی از مسئولان خواستند اصل تفکیک جرائم رعایت شود و زندانیان مالی به بند دیگری منتقل شوند، اما به آنان گفته شده آنها هم زندانی سیاسیاند. زندانیان سیاسی زن تاکید دارند سالهاست این افراد را میشناسند و از جزئیات اتهامات مالیشان باخبرند.»
در ماههای گذشته گزارشهایی از شرایط غیرانسانی قرچک و وضعیت نامناسب زندانیان زن محبوس در آن منتشر شده بود.
در همین دوره، سمیه رشیدی، زندانی سیاسی و جمیله عزیزی و سودابه اسدی، زندانیان با اتهامات مالی، بهدلیل محرومیت از خدمات پزشکی مناسب در قرچک جان باختند.
انتشار این اخبار با واکنش گسترده زندانیان سیاسی، کنشگران حقوق بشر و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد و بسیاری تعطیلی دائمی قرچک را خواستار شدند.
بند شش اوین
بند شش زندان اوین که زنان زندانی سیاسی به آن منتقل شدهاند، در سالهای گذشته با کمبود حداقل امکانات زیست انسانی و گزارشهای مکرر از شیوع ساس خبرساز بوده است.
میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی در اردیبهشت ۱۴۰۳ وجود ساس را تکذیب و اوین را «یکی از پاکیزهترین زندانها» توصیف کرد؛ ادعایی که با روایتهای زندانیان همخوان نیست.
زنان زندانی سیاسی دوم تیر و پس از حملهٔ اسرائیل به اوین، از بند زنان این زندان به قرچک منتقل شدند.
با این حال، آنان به «بند زنان اوین» (محل سابق) بازگردانده نشدند و به «بند شش»—بندی تازه که در حال حاضر از امکانات حداقلی برخوردار نیست—منتقل شدند.
بند زنان اوین طی سالهای اخیر به نماد مقاومت زنان در برابر استبداد بدل شد و بارها صحنه اعتراضات جمعی بود.
واکنشها
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح با اشاره به انتقال زنان زندانی سیاسی از قرچک به اوین، در اینستاگرام نوشت: «دهها زندانی سیاسی زن سابق و هم بندی ها و خانواده های زندانیان زن سیاسی در اسپیس#قتلگاه قرچک با روایت هایشان، حافظه جمعی ما را پر درد اما پربار کردند و حمایت جمعی شان را از خواهرانشان اعلام کردند.»
او اضافه کرد: «حمایتهای رسانهای، مدنی، حقوق بشری و صنفی در کنار مقاومت زنان زندانی در قرچک بخشی از تلاش جمعی و مشترک بود. بیایید صدای اعتراض علیه ظلم به زندانیان را برای آزادی زندانیان بیمار و زندانیان در صف اعدام بلندتر کنیم.»
سپیده قلیان، زندانی سیاسی پیشین نیز در واکنش به این رخداد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «زندانیان سیاسی و زندانیان جرایم مالی به بند شش اوین منتقل شدهاند، اما سایر زندانیان همچنان در زندان قرچک محبوس هستند.»
قلیان افزود: «قوه قضاییه جمهوری اسلامی فاقد مشروعیت و اساساً فاسد است و متاسفانه همه شهروندان قربانی این نظام قضایی هستند. عدالت برای هیچکس وجود ندارد.»
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.