مطالعه مجموعه پیامهای منتشرشده طی ماههای نخست رهبری مجتبی خامنهای، تصویری نسبتا روشن از اولویتهای سیاسی او ارائه میدهد. این پیامها تنها بیانیههایی مناسبتی نیستند، بلکه بهتدریج چارچوب فکری و راهبردی رهبر جدید جمهوری اسلامی را آشکار میکنند.
مهمترین ویژگی مشترک این پیامها، استمرار همان نگاهی است که طی سه دهه رهبری علی خامنهای بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی سایه انداخته بود؛ یعنی تقدم «محور مقاومت» بر منافع ملی ایران.
در این مجموعه پیامها، «جبهه مقاومت» صرفا یکی از موضوعات سیاست خارجی نیست؛ بلکه به یکی از ارکان هویت نظام تبدیل شده است؛ هویتی که حتی در پیامهایی که ظاهرا درباره ارتش، حج، نوروز، خلیج فارس یا سالگرد درگذشت شخصیتهای سیاسی هستند نیز خود را نشان میدهد.
مقاومت؛ جزء جداییناپذیر انقلاب
صریحترین بیان این نگاه در نخستین پیام پس از آغاز رهبری مجتبی خامنهای دیده میشود؛ جایی که مینویسد: «ما، کشورهای جبهه مقاومت را بهترین دوستان خود میدانیم و امر مقاومت و جبهه مقاومت، جزئی جداییناپذیر از ارزشهای انقلاب اسلامی است.»
این جمله تنها اعلام حمایت از متحدان منطقهای نیست. در اینجا «جبهه مقاومت» نه یک ابزار سیاست خارجی، بلکه بخشی از هویت انقلاب اسلامی معرفی میشود. به بیان دیگر، از همان آغاز روشن میشود که رهبر جدید، بقای جمهوری اسلامی را با بقای این شبکه منطقهای گره زده است.
همین پیام با نام بردن از یمن، حزبالله لبنان و مقاومت عراق، نشان میدهد که شبکه نیروهای نیابتی همچنان جایگاه ویژهای در نگاه رهبری دارد: «یمن شجاع و مومن، دست از دفاع از مردم مظلوم غزه برنداشت…»، «حزبالله فداکار علیرغم همه موانع به یاری جمهوری اسلامی آمده است…»؛ یا «مقاومت عراق هم دلیرانه همین خط را در پیش گرفته است.»
نکته قابل توجه آن است که این پیام حتی در پایان نیز هنگام دعا برای رهبر پیشین، از او میخواهد همچنان «به فکر پیشرفت این ملت و همه ملتهای جبهه مقاومت» باشد؛ عبارتی که ملت ایران را در کنار مجموعهای از گروههای وابسته به پروژه منطقهای جمهوری اسلامی قرار میدهد و میان آنها هیچ تمایزی قائل نمیشود.
ملت ایران؛ یکی از اجزای پروژه منطقهای
یکی از ویژگیهای مشترک این پیامها، قرار گرفتن ایران در کنار شبکهای از بازیگران منطقهای است؛ تاکیدی بر این موضوع که جمهوری اسلامی خود را بیش از آنکه دولت-ملت ایران بداند، رهبر یک جبهه فراملی تعریف میکند.
در پیام مجتبی خامنهای بهمناسبت چهلم علی خامنهای آمده است: «در این جهت همه جبهه مقاومت را به طور یکپارچه در نظر داریم.»
این جمله از منظر راهبردی اهمیت ویژهای دارد. موضوع تنها دفاع از ایران نیست؛ بلکه «تمام جبهه مقاومت» بهعنوان یک واحد سیاسی و نظامی موضوع تصمیمگیری معرفی میشود. بدین ترتیب، امنیت و منافع ایران در دل امنیت کل این شبکه تعریف میشود، نه بالعکس.
حج؛ از عبادت تا بسیج سیاسی محور مقاومت
شاید آشکارترین نمونه اولویت داشتن محور مقاومت بر سایر مسائل را بتوان در پیام حج مجتبی خامنهای مشاهده کرد.
در این پیام، مناسکی که در سنت اسلامی عمدتا بر عبادت، وحدت و معنویت تاکید دارند، به بستری برای بازتولید گفتمان مقاومت تبدیل میشوند.
در این متن آمده است: «جوانان مجاهد جبهه مقاومت را از ایران تا لبنان و فلسطین و عراق و سوریه، از آفریقا و یمن تا افغانستان و پاکستان…»
در اینجا گستره جغرافیایی مقاومت از مرزهای ایران بسیار فراتر میرود و شبکهای وسیع از نیروهای همسو را در بر میگیرد. همان نگرشی که رهبر پیشین جمهوری اسلامی از آن بهعنوان «عمق استراتژیک» یاد میکرد و به آن میبالید!
پیام حتی پا را فراتر گذاشته و «طوفان الاقصی» را در کنار نابودی داعش و مقابله با اسرائیل، بخشی از دستاوردهای همین جبهه معرفی میکند.
او همچنین مینویسد: «با همراهی مجاهدان جبهه مقاومت خصوصاً لبنان عزیز…» و در پایان دعا میکند: «شهدای راه خدا خصوصا شهیدان جبهه مقاومت…».
در هیچ بخش این پیام، مشکلات اقتصادی ایران، بحران معیشت، مهاجرت گسترده، کمبود آب یا فروپاشی زیرساختها موضوع دعا یا نگرانی قرار نمیگیرد؛ اما جبهه مقاومت بارها موضوع ستایش و دعاست.
مقاومت؛ حتی در توافق با آمریکا
شاید معنادارترین بخش این مجموعه پیامها، آخرین پیام مجتبی خامنهای درباره تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی و آمریکا باشد.
در حالی که انتظار میرود چنین پیامی بر حقوق مردم ایران، رفع تحریمها یا بهبود وضعیت اقتصادی تمرکز داشته باشد، تنها اشاره مستقیم راهبردی چنین است: «پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت…»
حتی در لحظهای که سخن از توافق با آمریکا است، مشروعیت توافق نه صرفا بر مبنای منافع ایران، بلکه بر اساس تعهد به حفظ «جبهه مقاومت» تعریف میشود.
این نکته نشان میدهد که حتی دیپلماسی نیز تا جایی پذیرفتنی است که به ساختار منطقهای جمهوری اسلامی آسیبی وارد نکند.
محور مقاومت؛ نه ابزار، بلکه هدف
در بسیاری از دولتها، ائتلافهای منطقهای وسیلهای برای تامین منافع ملی هستند؛ اما در این پیامها رابطه معکوس است.
در پیام روز خلیج فارس آمده است: «سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی… طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.»
در اینجا «نظم جدید منطقه» هدف اصلی معرفی میشود. ایران وسیله تحقق این نظم است، نه اینکه این نظم در خدمت رفاه و امنیت ایرانیان باشد.
همین نگاه در پیامهای متعدد دیگری نیز تکرار میشود؛ جایی که مبارزه با آمریکا و اسرائیل، اخراج آمریکا از منطقه، یا پیروزی جبهه مقاومت، بهعنوان افق اصلی سیاست جمهوری اسلامی ترسیم میشود.
غیبت مسائل واقعی ایران
نکتهای که به همان اندازه مهم است، آن چیزی است که در این پیامها حضور ندارد.
در مجموعه این پیامها تقریبا هیچ اشارهای به بحرانهای اصلی جامعه ایران نشده است؛ نه از فقر و سقوط قدرت خرید سخنی هست، نه از تورم مزمن، بحران آب و محیط زیست، مهاجرت نخبگان، بیکاری جوانان، فساد ساختاری، فروپاشی نظام بازنشستگی، بحران آموزش و درمان، یا محدودیتهای حقوق شهروندی.
در مقابل، «محور مقاومت»، مبارزه با آمریکا و اسرائیل، جبهه استکبار، مجاهدان و شهدای مقاومت، نظم جدید منطقه و آینده جهان، بارها و بارها در متنها تکرار میشوند.
این نسبت، خود گویاتر از هر تحلیلی است.
منافع ملی یا پروژه ایدئولوژیک؟
دولتها معمولا سیاست خارجی خود را برای تامین امنیت و رفاه شهروندان طراحی میکنند، اما در این مجموعه پیامها، جهت رابطه معکوس است.
مردم ایران در مقام نیروی انسانی، اقتصادی و نظامی معرفی میشوند که باید از پروژهای فراملی حمایت کنند؛ پروژهای که از لبنان و فلسطین تا عراق، سوریه، یمن، افغانستان و حتی آفریقا امتداد یافته است.
به بیان دیگر، این پیامها نشان میدهند که «محور مقاومت» ابزار دفاع از ایران نیست، بلکه خود هدف است؛ هدفی که سیاست داخلی، اقتصاد، دیپلماسی و حتی مناسبتهای مذهبی باید در خدمت آن قرار گیرند.
مرور ۱۱ پیام نخست رهبر سوم جمهوری اسلامی نشان میدهد که با وجود تفاوت موضوعات و مناسبتها، یک محور ثابت در همه آنها وجود دارد: تداوم اولویت دادن به «جبهه مقاومت» بهعنوان مهمترین پروژه سیاسی جمهوری اسلامی.
اگرچه شدت این حضور از پیامی به پیام دیگر متفاوت است، اما در مجموع، مقاومت نه یک سیاست مقطعی، بلکه بنیان فکری این گفتمان است. از نخستین پیام پس از رهبری تا پیام درباره توافق با آمریکا، از پیام حج تا پیام خلیج فارس، همواره این شبکه منطقهای در مرکز تصمیمگیری قرار دارد.
پیامد چنین رویکردی آن است که منافع ملی ایران نه معیار سیاست، بلکه تابع بقای پروژهای ایدئولوژیک و فراملی میشود؛ پروژهای که طی دهههای گذشته هزینههای سنگین اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک بر کشور تحمیل کرده و اکنون، بر اساس همین پیامها، نشانهای از بازنگری در آن دیده نمیشود.
برعکس، همه شواهد حکایت از آن دارد که رهبر جدید نیز همان مسیر را با تاکیدی دوباره ادامه خواهد داد؛ مسیری که در آن «محور مقاومت» اصل است و مردم ایران، بار دیگر، در معرض آن قرار میگیرند که هزینههای این اولویت ایدئولوژیک را بپردازند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.