فارن پالیسی: زلزلههای مرگبار، ضعف دولت جدید ونزوئلا را آشکار کرد
فارن پالیسی در تحلیلی نوشت زلزلههای ویرانگر ونزوئلا تنها یک فاجعه طبیعی نبود، بلکه نخستین آزمون جدی دولت دلسی رودریگز پس از روی کار آمدن بود؛ آزمونی که به نوشته این نشریه، ضعف ساختاری دولت، ناکارآمدی نهادها و شکنندگی راهبرد آمریکا در حمایت از دولت جدید را آشکار کرد.
مجله فارن پالیسی در تحلیلی به قلم تونی فرانگی-ماواد، روزنامهنگار ونزوئلایی، نوشت زمینلرزههای ۲۴ ژوئن [۳ تیر] که با بزرگی ۷.۲ و ۷.۵ ایالت یاراکوی را لرزاند، تنها ساختمانها را ویران نکرد، بلکه «توخالی بودن دولتی را که دلسی رودریگز رهبری میکند» نیز آشکار ساخت.
این گزارش یادآوری میکند که پس از بازداشت نیکلاس مادورو توسط نیروهای آمریکا در سوم ژانویه، دولت دونالد ترامپ به جای واگذاری قدرت به ادموندو گونزالس، نامزد مخالفان که نویسنده او را برنده واقعی انتخابات ۲۰۲۴ توصیف میکند، رودریگز، معاون مادورو، را به ریاست دولت منصوب کرد. به نوشته فارن پالیسی، مقامهای کاخ سفید امیدوار بودند او بهعنوان مدیری تکنوکرات، ثبات کشور را حفظ کرده و زمینه ورود سرمایهگذاران خارجی را فراهم کند.
بر اساس آمار رسمی دولت ونزوئلا که در گزارش نقل شده، تاکنون دستکم دو هزار و ۲۹۵ نفر در زلزلهها جان باخته و بیش از ۱۱ هزار نفر زخمی شدهاند، در حالی که پلتفرمهای مستقل شمار مفقودان را بیش از ۴۰ هزار نفر برآورد میکنند. سازمان ملل نیز هشدار داده است که ابعاد بحران انسانی همچنان در حال گسترش است.
فارن پالیسی با استناد به مشاهدات خبرنگاران خود از مناطق آسیبدیده مینویسد عملیات امدادرسانی دولتی تقریبا وجود نداشت و مردم ناچار بودند با دست خالی، کلنگ و پتک به دنبال نجات بازماندگان بگردند. به گفته این گزارش، آتشنشانان از کمبود سوخت و تجهیزات رنج میبردند، ماشینآلات سنگین به محل حادثه نرسید و دولت نیز اطلاعرسانی موثری درباره عملیات امداد انجام نداد یا مراکز رسمی برای جمعآوری کمکهای مردمی ایجاد نکرد.
این گزارش همچنین دولت را به ایجاد مانع در مسیر امدادرسانی متهم میکند. به نوشته فارن پالیسی، در ایالت مریدا، شهرداری وابسته به حزب حاکم از فعالیت مراکز جمعآوری کمکهای مردمی جلوگیری کرد و گروهی از امدادگران کلمبیایی نیز ساعتها در فرودگاه کاراکاس به دلیل موانع اداری و امنیتی معطل ماندند. همچنین داوطلبانی که قصد ورود به لا گوایرا را داشتند، ملزم به دریافت مجوز از کاراکاس شدند.
به نوشته این نشریه، در نبود سامانه دولتی برای هماهنگی امدادرسانی یا ثبت افراد مفقود، بخش عمده عملیات نجات بر عهده سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلب، کلیساها، دانشگاهها، شرکتهای خصوصی و حتی شبکههای اجتماعی قرار گرفت. ماریا کورینا ماچادو، رهبر مخالفان، نیز از خارج از کشور بخشی از کمکها را از طریق شبکههای آنلاین هماهنگ کرد و گروههای مدنی سامانههای متنباز برای ثبت مفقودان و نیازهای مناطق آسیبدیده ایجاد کردند. فارن پالیسی مینویسد: «گروههای واتساپ و حسابهای اینستاگرام، کاری را انجام دادند که وزارتخانههای دولت از انجام آن ناتوان بودند.»
این تحلیل همچنین راهبرد آمریکا در حفظ ساختارهای حکومتی ونزوئلا را زیر سوال میبرد. به نوشته فارن پالیسی، برخی مدیران صنعت نفت، از جمله علی مشیری، مدیر پیشین شورون، به واشینگتن اطمینان داده بودند که حفظ دستگاه امنیتی ونزوئلا بهترین راه برای تضمین ثبات و استمرار صادرات نفت است، اما زلزلهها نخستین آزمون واقعی این سیاست بود و نشان داد این ارزیابی نادرست بوده است.
فارن پالیسی بخش دیگری از بحران را به ضعف ساختاری اقتصاد ونزوئلا نسبت میدهد. این گزارش میگوید کشور با حدود ۲۴۰ میلیارد دلار بدهی، کاهش تولید ناخالص داخلی از ۳۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ به حدود ۱۱۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶، تورم مزمن و نهادهای تضعیفشده، توان مالی لازم برای بازسازی را ندارد. برآورد برنامه توسعه سازمان ملل، خسارت مستقیم زلزله را ۶.۷ میلیارد دلار اعلام کرده، اما این نهاد هشدار داده است که هزینه واقعی بازسازی ممکن است به حدود ۲۰ میلیارد دلار برسد.
به نوشته فارن پالیسی، در مقابل این خسارتها، کمکهای بینالمللی بسیار محدود است؛ آمریکا تاکنون ۱۵۰ میلیون دلار کمک اختصاص داده، بانک توسعه آمریکای لاتین و کارائیب تنها ۳۰۰ هزار دلار کمک بشردوستانه و یک میلیون دلار برای صندوق بازسازی تعهد کرده و یونیسف نیز از نیاز ۵۲ میلیون دلاری خود خبر داده، در حالی که تاکنون فقط ۳.۵ میلیون دلار تامین شده است.
این گزارش همچنین از افزایش نارضایتی عمومی پس از زلزله خبر میدهد و مینویسد در برخی مناطق مواردی از غارت، درگیری میان مردم و نیروهای امنیتی و اعتراض به مقامهای دولتی که برای تهیه تصاویر تبلیغاتی به مناطق آسیبدیده رفته بودند، گزارش شده است. رودریگز نیز به دلیل حضور با کاپشنی گرانقیمت در میان زلزلهزدگان و برگزاری مراسم تلویزیونی برای امدادگران، هدف انتقادهای گسترده قرار گرفت.
فارن پالیسی در پایان نتیجه میگیرد که این فاجعه طبیعی ممکن است به بحرانی سیاسی تبدیل شود؛ بهویژه آنکه براساس نظرسنجیهای پیش از زلزله، تنها ۳۱ درصد از شهروندان عملکرد دولت رودریگز را تایید میکردند و ۸۷ درصد معتقد بودند ونزوئلا به تغییرات سیاسی نیاز دارد. به نوشته این نشریه، بدون دموکراتیک شدن واقعی ساختار حکومت و بازسازی نهادهای دولتی، ونزوئلا نه بازسازی خواهد شد، بلکه با ویرانی، نارضایتی و بیثباتی بیشتری روبهرو خواهد شد.
یک هیات مستقل وابسته به سازمان ملل متحد هشدار داد پیشرفت هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و سیاستگذاری دولتها در حال وقوع است و در نتیجه، هیچ تضمینی وجود ندارد که این فناوری در آینده به آسیبهای فاجعهبار منجر نشود.
بر اساس گزارش اولیه «هیات مستقل بینالمللی علمی سازمان ملل درباره هوش مصنوعی» که چهارشنبه ۱۰ تیر منتشر شد، سیاستگذاران با چالشی فزاینده روبهرو هستند؛ از یک سو، تدوین مقررات موثر برای هوش مصنوعی به شواهد علمی معتبر نیاز دارد و از سوی دیگر، سرعت دستیابی به این شواهد از آهنگ تحول این فناوری عقب مانده است.
یوشوا بنجیو، رییس مشترک این هیات که از ۴۰ کارشناس از مناطق مختلف جهان تشکیل شده، گفت: «توانمندیهای هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از درک علمی و توانایی دولتها برای سازگاری در حال پیشرفت هستند.»
او افزود: «با افزایش شواهد درباره رفتارهای فریبکارانه هوش مصنوعی، علم در حال حاضر نمیتواند تضمین کند که با ادامه رشد قابلیتهای این فناوری، هوش مصنوعی چه بهطور مستقل و چه در نتیجه سوءاستفاده کاربران مخرب، موجب آسیبهای فاجعهبار نخواهد شد.»
رویترز نوشت هدف این گزارش که نخستین ارزیابی مستقل جهانی از چالشها و فرصتهای هوش مصنوعی توصیف شده، ارائه تازهترین یافتههای علمی است تا به دولتها برای تصمیمگیری درباره سامانههای در حال تحول هوش مصنوعی کمک کند.
بر اساس این گزارش، توسعه سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور (Agentic AI) در کوتاهمدت شتاب خواهد گرفت؛ سامانههایی که میتوانند وظایف واقعی را بهصورت مستقل و با حداقل دخالت انسان انجام دهند.
با این حال، محدودیتهای مربوط به تامین انرژی و کمبود دادههای باکیفیت ممکن است سرعت رشد را کاهش دهد.
این هیات همچنین پیشبینی کرد در بلندمدت، هوش مصنوعی خودبهبودگر (Self-Improving AI) بیش از پیش در بخشهای مختلف اقتصاد ادغام شود و همگرایی آن با فناوریهایی مانند رایانش کوانتومی و زیستفناوری شتاب بگیرد.
پیشتر در ۱۶ اردیبهشت، بنیاد دفاع از دموکراسیها هشدار داد جمهوری اسلامی به یکی از تهاجمیترین کاربران هوش مصنوعی در جنگ، فریب و سرکوب تبدیل شده است.
چالشها و فرصتهای پیشرو
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه گزارش خود اعلام کرد هوش مصنوعی اکنون در استدلالهای پیشرفته در حوزههای ریاضیات و علوم به سطحی همتراز با متخصصان رسیده و روند توسعه داروها و واکسنها را نیز شتاب بخشیده است.
همچنین پیچیدگی وظایفی که این فناوری قادر به انجام آنهاست، هر چهار تا هفت ماه دو برابر میشود. این موضوع میتواند به سامانههای هوش مصنوعی امکان دهد کارهایی را که انجام آنها برای انسان چند روز یا چند هفته زمان میبرد، در مدت کوتاهتری به پایان برسانند.
بر اساس این گزارش، هرچند این پیشرفتها میتواند منافع اقتصادی چشمگیری به همراه داشته باشد، هنوز روشن نیست افزایش بهرهوری ناشی از بهکارگیری هوش مصنوعی به رشد فراگیر اقتصادی منجر خواهد شد یا پیامدهایی برای بازار کار رقم خواهد زد.
هیات مستقل سازمان ملل در ادامه، مجموعهای از نگرانیهای ایمنی درباره هوش مصنوعی را مطرح کرد و نسبت به خطر از دست رفتن کنترل بر این فناوری هشدار داد، زیرا سامانههای هوش مصنوعی «بهطور فزایندهای خودمختار و فریبکار» میشوند.
در این گزارش آمده است هوش مصنوعی هماکنون برای تولید اطلاعات نادرست و دیگر محتوای زیانبار به کار گرفته میشود و در صورت سوءاستفاده میتواند به ابزاری برای کلاهبرداری، حملات سایبری و حتی ایجاد تهدیدهای زیستی تبدیل شود.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، با اشاره به چالشهای موجود در این زمینه، از دولتها خواست هرچه سریعتر دست به اقدام بزنند.
او در بیانیهای گفت: «جهان نمیتواند چیزی را که قادر به درک آن نیست، بهطور موثر اداره کند.»
گوترش افزود: «ظرفیتهای این فناوری بسیار زیاد است، اما خطرهای آن نیز واقعی است و هزینه تعلل در این مسیر بیشتر میشود.»
روزنامه گاردین تیر ۱۴۰۴ گزارش داد گروههای تروریستی از هوش مصنوعی برای جذب نیرو و تامین مالی عملیات خود بهره میگیرند.
یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد برخی افراد بیش از دیگران تحت تاثیر نشانههای دیداری و شنیداری محیط اطراف خود قرار میگیرند و همین مساله میتواند آنها را در چرخهای از تصمیمهای پرخطر یا زیانبار گرفتار کند.
بر اساس پژوهشی که از سوی انجمن علوم اعصاب آمریکا منتشر شد، مغز انسان بهطور مداوم اطلاعاتی مانند تصاویر، صداها و فضاهای آشنا را با پیامدهای بعدی آنها پیوند میدهد.
این فرآیند که «یادگیری تداعیگر» نام دارد، به افراد کمک میکند بر پایه تجربههای قبلی، سریعتر تصمیم بگیرند و از خطر دوری کنند.
با این حال، پژوهشگران میگویند این سیستم در همه افراد به یک شکل عمل نمیکند.
این تحقیق توضیح میدهد که چگونه سازوکارهای طبیعی یادگیری در مغز، در بعضی افراد بهجای کمک به تصمیمگیری بهتر، به تداوم انتخابهای نامطلوب منجر میشود.
نقش نشانهها در تصمیمگیری نادرست
به گفته جوزپه دی پلگرینو، سرپرست این مطالعه از دانشگاه بولونیا، افراد از نظر میزان اتکا به نشانههای محیطی برای تصمیمگیری تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.
برخی افراد هنگام تصمیمگیری بهشدت به تصاویر و صداهای اطراف خود وابستهاند، در حالی که گروهی دیگر انعطافپذیری بیشتری دارند و کمتر تحت تاثیر این محرکها قرار میگیرند.
به گفته پژوهشگران، مشکل زمانی بروز میکند که معنای این نشانهها دستخوش تغییر میشود.
برای نمونه، اگر یک محیط یا صدای آشنا که پیشتر با پاداش همراه بوده، بهتدریج به پیامدهای پرخطر یا نامطلوب منجر شود، مغز همه افراد نمیتواند این تغییر را بهدرستی ثبت کند.
در افرادی که حساسیت بالایی به نشانهها دارند، مغز در «بهروزرسانی» این آموختهها ناتوان میماند و همچنان بر اساس الگوهای قدیمی واکنش نشان میدهد.
در نتیجه این افراد، حتی پس از تجربه شکست یا زیان، همان انتخابهای قبلی را تکرار میکنند.
در این شرایط، نشانههای محیطی بهجای آنکه راهنمایی مفید باشند، به عامل اصلی هدایت رفتار تبدیل میشوند و ترک عادتهای زیانبار را دشوارتر میکنند.
این یافتهها میتواند به درک بهتر الگوهای رفتاری در اعتیاد، اختلالات وسواسی و اضطراب کمک کند.
تیم تحقیقاتی قصد دارد این نوع الگوی یادگیری را در میان افراد دارای اختلالات بالینی مورد بررسی قرار دهد.
هدف آنها یافتن پاسخ روشنتری برای این پرسش است که آیا حساسیت بیش از حد به نشانههای محیطی میتواند یکی از دلایل اصلی تداوم الگوی تصمیمگیریهای پرخطر در این گروهها باشد.
دانشمندان بریتانیایی مطالعهای برای بررسی این موضوع آغاز کردهاند که آیا آلودگی هوا میتواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، میتواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماریهایی مانند آلزایمر منجر شود.
گاردین روز یکشنبه ۲۹ مهر در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راهاندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان میدهد هوایی که تنفس میکنیم چگونه میتواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.
به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.
در سالهای اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناکترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان دادهاند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماریهای قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.
اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.
این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ مهر بهطور رسمی آغاز خواهد شد.
ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل میشوند؟
پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده میتوانند منجر به زوال عقل شوند.
این تحقیق میتواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماریها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.
پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیستها بهتازگی دریافتهاند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماریهای نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»
او افزود: «ما میخواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا میتوانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»
یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلقهای ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.
این ذرات از اگزوز خودروها و کامیونها، کارخانهها، گرد و غبار، گردهها، آتشفشانها، آتشسوزیهای جنگلی و منابع دیگر تولید میشوند و بهعنوان ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری یا بهطور ساده PM2/5 شناخته میشوند.
این ذرات دارای قطری کمتر از ۲.۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازکتر از موی انسان است و بهقدری کوچکاند که میتوانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.
در مورد زوال عقل، پیام۲.۵ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز میشوند.
پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنالهای بویایی را از گیرندههای موجود در بینی دریافت کرده و پردازش میکند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.
به گفته پروفسور سوانتون، به نظر میرسد که پیام۲.۵ها در مغز، از سوی سلولهای ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب میشوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز میشود.
با این حال، این که این فرآیند چگونه پیش میرود و منجر به زوال عقل میشود، هنوز روشن نیست.
درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پیام۲.۵ها موجب تشکیل تودههایی در بافت مغز میشوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.
سونیا گاندی، رییس آزمایشگاه زیستشناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمیدانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را بهطور مستقیم تحریک میکنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیبپذیر در حال وقوع است، تسریع میکنند.»
پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف میتواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسمها، ذرات معلق ۲.۵ میکرومتری ممکن است بهطور مستقیم فرآیند تجمع پروتئینها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.
به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی تودههای پروتئینی تداخل ایجاد کند.
به بیانی ساده، این ذرات ۲.۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلولهای بدن تداخل دارند و باعث میشوند حذف پروتئینهای عامل بیماریهایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.
سومین نظریه این است که پیام۲.۵ها به وسیله سلولهای ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث میشوند که این سلولها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.
پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایشهای درونکشتگاهی روی سلولهای بنیادی انسانی و همچنین مدلهای حیوانی تمرکز خواهند کرد.
سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسمها را با جزییات بیشتری درک کنیم، میتوانیم از این دانش برای توسعه درمانهایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگیهای هوا را کاهش دهند.»
او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماریهای مغزی پیشگیری کنیم.
یافتههای یک پژوهش جدید با موضوع تغییرات آب و هوایی نشان داد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض دمای شدید با افت شناختی، بیماریهای کلیوی و سرطان پوست مرتبط است و امواج گرما میتواند مشکلات سلامت روان و شیوع بیماریهای عفونی را تشدید کند.
این تحقیق که از سوی پژوهشگران دانشگاه بریستول بریتانیا انجام شد، شامل نظرات دانشمندان برجسته آب و هوا، هواشناسان و پزشکان بهداشت عمومی است.
بر اساس یافتههای این پژوهش، قرار گرفتن طولانیمدت در دمای شدید ارتباط مستقیمی با زوال شناختی، بیماری کلیوی، سرطان پوست و گسترش بیماریهای عفونی دارد.
دان میچل، نویسنده اصلی این پژوهش، اعلام کرد محققان از برخی «پیوندهای قوی» میان این بیماریها و امواج گرما آگاه هستند و این امر «موجب نگرانی قابل توجهی» شده است.
سخنگوی دانشگاه بریستول گفت: «در حالی که تاثیر منفی تغییرات آب و هوایی بر سلامت قلب و ریه به طور گستردهای شناخته شده، این تحقیق تصویر جامعتری از پیامدهای مرتبط ارائه میدهد.»
کارشناسان دریافتند که «تکرار و افزایش تغییرات آب و هوایی، مانند موج گرما و سیل، مشکلات سلامت روانی و گسترش بیماریهای عفونی را تشدید میکند.»
زنگ خطر بیماریهای پنهان
این مطالعه همچنین نشان میدهد که قرار گرفتن طولانیمدت در معرض گرما میتواند خواب را مختل کند که این امر با زوال شناختی، بیماری آلزایمر و زوال عقل مرتبط است.
هوای سرد نیز ممکن است منجر به صدمات جسمی، مانند زمین خوردن یا تضعیف سلامت روانی، از جمله گوشهگیری شود و درد مفاصل و بیتحرکی را بر اثر نشستن و دراز کشیدن بیش از حد افزایش دهد.
میچل، استاد علوم آب و هوا در دانشگاه بریستول گفت: «این تحقیق عمدتا عوارض بالقوه بسیار جدی ناشی از قرار گرفتن طولانیمدت در معرض تغییرات آب و هوایی را نشان میدهد که تاکنون در ارزیابیهای مشابه به آن پرداخته نشده است.»
او افزود که اطلاعات کافی در مورد اینکه چگونه دماهای گرمتر یا سیل مداوم ممکن است با بیماریهای مختلف مرتبط باشد، وجود ندارد.
با این حال، این پژوهشگر تاکید کرد که فشار گرمایی مداوم و چندساله احتمالا بیماریهای زمینهای مانند بیماریهای کلیوی را تشدید میکند اما برای تعیین اثرات بلندمدت آن، باید تحقیقات بیشتری انجام شود.
میچل ادامه داد: «با استفاده از نمونه بریتانیا ما زمینه را برای تجزیه و تحلیل کامل و جهانی ارتباط میان تغییرات آب و هوایی و سلامت فراهم کردهایم.»
یونیس لو، یکی دیگر از نویسندگان این تحقیق گفت که گامهای بعدی شامل تجزیه و تحلیل دادههای بلندمدت بیشتر در کنار «عوامل دیگری است که در طول زمان بر سلامتی تاثیر میگذارند».
تغییرات اقلیمی ناشی از تغییر درازمدت میانگین دمای زمین است که شرایط آب و هوایی را عوض میکند.
در طول یک دهه گذشته، دمای زمین به طور متوسط حدود ۱.۲ درجه سانتیگراد گرمتر از اواخر قرن ۱۹ بوده است.
اکنون تایید شده که گرمایش جهانی در دوره ۱۲ ماهه بین فوریه ۲۰۲۳ تا ژانویه ۲۰۲۴ از ۱.۵ درجه سانتیگراد فراتر رفته است.
پیامدهای افزایش دما که به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیتهای انسان رخ داده، با پدیده النینو تشدید و باعث شده سال ۲۰۲۳ گرمترین سال ثبت شده در تاریخ باشد.